فرموده است . « 1 »
أشعث بن قيس مىپندارد كه چون از سركردگان است اينك كه بيت المالِ همه جا به كوفه ميرسد بايد أمير المؤمنين درِ بيت المال را باز كرده و در اختيار او قرار دهند .
أميرالمؤمنينى كه برادر خود عقيل را به تقاضاى يك صاع يعنى يك مَن از گندم ، با وجود عائلهء سنگين و رفت و آمد مكرّر ، داغ كردند كه ديگر چنين تقاضائى زياده از سهم خود از بيت المال نكند ، كجا به چنين ضياطره و زورگويان قدرتمند مجال تعدّى و تجاوز ميدهند .
أشعث بن قيس أمير المؤمنين را تهديد به قتل مىكند
أشعث بن قيس يك بار نزد آن حضرت آمد و تقاضاى پول داشت ، حضرت نپذيرفتند .
آن حضرت را تهديد به قتل كرد ؛ حضرت فرمودند :
أَ بِالْمَوْتِ تُهَدِّدُنِى فَوَ اللهِ مَا أُبَالِى وَقَعْتُ عَلَى الْمَوْتِ أَوْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَىَّ . « 2 »
« آيا تو مرا به مرگ و كشتن تهديد ميكنى ؟ سوگند به خدا باك ندارم ؛ من به سراغ مرگ بروم يا مرگ به سراغ من بيايد . »
بارى چون اين روزها ايّام شهادت أمير المؤمنين عليه السّلام است ؛ مناسب ديديم قدرى از گرفتارىهاى آن حضرت به دست منافقين از امّت ، كه هر يك مستكبرانه براى خود شخصيّتى قائل بودند ، بيان كنيم ؛ گرچه قدرى از بحث مستقيم معاد بر كنار شديم
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » از طبع كمپانى ، ج 8 ، ص 733 و 734
( 2 ) « مقاتل الطّالبيّين » ص 34