كمك نمودن أشعث در شهادت أمير المؤمنين عليه السّلام
در « كافى » با سند خود از سليمان ، كاتب علىّ بن يقطين از مرد ديگرى از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : أشعث بن قيس در خون أمير المؤمنين عليه السّلام شركت كرد و دخترش جُعدَة حضرت امام حسن عليه السّلام را زهر داد و محمّد پسرش در خون حسين عليه السّلام شركت كرد . « 1 »
أشعث در شب نوزدهم ماه رمضان سنهء چهلم از هجرت از شب تا به صبح در مسجد كوفه بيدار بود . نزديك اذان صبح بود ، حُجْرُ بْن عدىّ ميگويد : ديدم أشعث بن قيس رو كرد به ابن ملجم و گفت : يَا بْنَ مُلْجَمٍ ! النَّجاءَ النَّجاءَ لِحاجَتِكَ فَقَدْ فَضَحَ الصُّبْحُ . « اى پسر ملجم ! بشتاب بشتاب صبح طلوع كرد ؛ رسوا خواهى شد . »
گفت : من از اين كلام أشعث بدنم به لرزه در آمد و گفتم : يا أعْوَر ! تو قصد كشتن علىّ را دارى ؟ فوراً حركت كردم به منزل أمير المؤمنين خبر دهم كه در مسجد عليه شما سوء قصدى است .
اتّفاقاً معلوم شد كه حضرت از راه ديگر به مسجد آمدند ؛ فوراً خود را به مسجد رسانيدم كه أمير المؤمنين را با خبر گردانم ؛ ديدم ضربت بر فرق آن حضرت وارد آمده است ؛ « 2 » و بادهاى سياه مىوزد و دَرهاى مسجد به هم مىخورد و جبرائيل بين آسمان و زمين ندا مىكند :
تَهَدَّمَتْ وَ اللهِ أَرْكَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللهِ نُجُومُ السَّمَاءِ وَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى ؛ قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ
هامش
( 1 ) « روضهء كافى » ص 167
( 2 ) « إرشاد مفيد » طبع سنگى ، ص 11 ؛ و « بحار » كمپانى ، ج 9 ، ص 656