شده و در خير و خوبى صبر و پايدارى كرده است ، بدين جهت منّتى بر خداوند عزّ و جلّ نگذارد ( تا بدينوسيله خود را مستحقّ مقدار بيشترى از بيت المال مسلمين بداند ) .
آگاه باشيد كه ماليّهاى فعلًا رسيده است و ما در تقسيم آن بين سياهپوست و سرخپوست فرقى نمىگذاريم .
در اين حال مروان به طلحه و زبير گفت : غير از شما دو نفر ، كسى ديگر را از اين كلام قصد نكرده است !
أمير المؤمنين به هر يك از افراد سه دينار داد ؛ و به مردى از أنصار سه دينار داد و بعد از آن يك غلام سياهى آمد و حضرت به او هم سه دينار داد .
مرد أنصارى گفت : يا أمير المؤمنين ! اين غلامى است كه من ديروز او را آزاد كردم ، مرا و او را از بيت المال مساوى قرار ميدهى ؟
حضرت فرمود : من در كتاب خدا نظر كردم و هر چه گشتم مزيّت و فضيلتى براى اولاد إسمعيل نسبت به اولاد إسحق نديدم . »
شكايت مَواليان به أمير المؤمنين از حكّام خود در تقسيم بيت المال
و در « كافى » با سند متّصل خود روايت مىكند از فَضْل بن أبى مُرَّة از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود :
مسلمانان غير عرب كه آنان را مَوالى گويند به نزد أمير المؤمنين عليه السّلام آمده و گفتند كه : ما از اين أعراب متصدّيان امور - كه منظور همان خلفاى سابق و حكّام آنها بودند - پيش تو به شكايت آمدهايم .