تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
شده و در خير و خوبى صبر و پايدارى كرده است ، بدين جهت منّتى بر خداوند عزّ و جلّ نگذارد ( تا بدين‌وسيله خود را مستحقّ مقدار بيشترى از بيت المال مسلمين بداند ) . آگاه باشيد كه ماليّه‌اى فعلًا رسيده است و ما در تقسيم آن بين سياهپوست و سرخ‌پوست فرقى نمىگذاريم . در اين حال مروان به طلحه و زبير گفت : غير از شما دو نفر ، كسى ديگر را از اين كلام قصد نكرده است ! أمير المؤمنين به هر يك از افراد سه دينار داد ؛ و به مردى از أنصار سه دينار داد و بعد از آن يك غلام سياهى آمد و حضرت به او هم سه دينار داد . مرد أنصارى گفت : يا أمير المؤمنين ! اين غلامى است كه من ديروز او را آزاد كردم ، مرا و او را از بيت المال مساوى قرار ميدهى ؟ حضرت فرمود : من در كتاب خدا نظر كردم و هر چه گشتم مزيّت و فضيلتى براى اولاد إسمعيل نسبت به اولاد إسحق نديدم . »

شكايت مَواليان به أمير المؤمنين از حكّام خود در تقسيم بيت المال

و در « كافى » با سند متّصل خود روايت مىكند از فَضْل بن أبى مُرَّة از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : مسلمانان غير عرب كه آنان را مَوالى گويند به نزد أمير المؤمنين عليه السّلام آمده و گفتند كه : ما از اين أعراب متصدّيان امور - كه منظور همان خلفاى سابق و حكّام آنها بودند - پيش تو به شكايت آمده‌ايم .