حضرت فرمود :
بَلْ أَنَا مَقْتُولٌ بِضَرْبَةٍ عَلَى هَذَا فَتُخْضَبُ هَذِهِ [ مِنْ هَذِهِ ] يَعْنِى لِحْيَتَهُ مِنْ رَأْسِهِ ، عَهْدٌ مَعْهُودٌ وَ قَضَاءٌ مَقْضِىٌّ ، وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى . « 1 »
« بلكه من كشته ميشوم به علّت ضربتى كه به اينجا ( يعنى به سر ) مىخورد و لِحيهء من از خون آن خضاب ميگردد ، عهدِ معهود و قضاء حتمى پروردگار است ، و خيبت و پشيمانى از آنِ كسى است كه افترا بندد . »
و از فُضالة بن أبى فُضالهء أنصارى روايت است ( أبو فضاله پدر فضاله از اهل بَدر بود و در ركاب أمير المؤمنين عليه السّلام در صفّين شهيد شد . ) كه : أمير المؤمنين عليه السّلام در كوفه مريض شد ، و من با پدرم به عيادت آن حضرت رفتيم .
پدرم به آن حضرت گفت : علّت توقّف شما در كوفه در بين أعراب جهينه چيست ؟
بسوى مدينه رهسپار شو ؛ اگر اجلت در رسد ، اصحاب تو متصدّى و مباشر تكفين و تغسيل تو ميگردند و بر تو نماز ميخوانند .
حضرت فرمود : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم با من عهد و ميثاق بسته كه از دنيا نروم مگر آنكه اينجا از خون اينجا خضاب
هامش
( 1 ) « تذكرة الخواصّ » ص 100 ؛ و « إرشاد » مفيد ، طبع سنگى ، ص 177 ؛ و « بحار الانوار » ج 42 ، ص 195