فتحعلى شاه خودش وارد نمىشود ، يكى پس از ديگرى علماء و اعيان داخل ميشوند و خبر مىآورند و أخبار همه متّفقاً اين بود كه يك آقائى خوابيده است ، كفن شده بوده است ولى كفنش ريخته و بدنش عريان عريان ، فقط در روى عورت او به شكل ساترى عنكبوت تار تنيده است .
و روى كفنِ ريخته شده و پودر شده ، يك چيزى است مثل طناب پيچيده دور بدنش و گويا از همان ريسمانهائى است كه دور كفن روى بدن مىپيچيدهاند .
اين بدن بلند قامت و بسيار خوش هيكل و زيباست ، محاسنش حنائى است و دستهايش حنائى است و كف پاهايش حنائى است و به ناخنش زردى رنگ حنا موجود است .
اين واقعه در سنهء 1238 هجريّهء قمريّه اتّفاق افتاده است يعنى 158 سال قبل ، چون اكنون در ماه رمضان سنهء 1396 هجريّه مىباشيم .
فتحعلى شاه دستور ميدهد آن سوراخ را بگيرند ، و اين قبّه و بارگاه فعلى را بر مزار او بنا مىكند .
اين مطالب را ما در اينجا از « روضاتُ الجنّات » خونسارى و « تنقيحُ المَقال » مامَقانى و « قصص العلماء » تنكابنى و « فوائد الرّضويّة » قمّى نقل كرديم .
آقا سيّد محمّد باقر خونسارى در « روضات » مىنويسد : بعضى از افرادى كه خودشان در معيّت فتحعلى شاه رفته بودند ، به اصفهان آمده و براى بعضى از اساتيد ما قضيّه را شرح دادند .
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٥