البتّه مقام روح و نفس غير از بدن است ؛ جنازه ميخواهد در قبر بپوسد يا نپوسد ، بدن لباسى است كه كنده شده است و روح در مقام شامخ خود متنعّم به نعم الهيّه است . و اگر فرض شود بدن قطعه قطعه شود يا سوخته گردد و خاكسترش را به باد دهند يا به دار آويزند و چندين سال بر فراز دار بماند و كهنه گردد و كبوتر در شكم ميّت لانه بگذارد ، چنانچه بدن فقيه و متكلّم اسلام قاضى نور الله شوشترى را در زير شلّاقهاى خاردار ريز ريز كردند ، و بدن فقيه عاليقدر اسلام شهيد اوّل را به دار آويختند و سپس سوزاندند و خاكسترش را به باد دادند ، و بدن حضرت زيد بن علىّ بن الحسين را چهار سال بر بالاى چوبهء دار نگاه داشتند ؛ ولى با همهء اين احوال به اندازهء سر سوزنى از ثوابهاى آن متوفّى كم نخواهد شد بلكه بواسطهء ارتباط برزخ با بدن مثالى ، همين وقايع ممكنست موجب إعلاء درجه و ترفيع مقام آن شهيدان راه حقّ و ولايت گردد .
ولى با همهء اين احوال بدنهائى كه در ميان قبر است ممكن است نپوسد ، و درجهء تقوى و طهارت روح تأثير در اين لباس داخل قبر افتاده نموده و او را تازه نگاه دارد .
تازه بودن جنازهء صدوق در قبر بعد از هزار سال
مانند جنازهء شيخ صدوق محمّد بن علىّ بن حسين بن موسى بن بابويه قمّى ، كه از اعاظم علماى اسلام و كم نظير ، و شايد در فنون خود بى نظير باشد ، و بسيارى از علماء او را بر شيخ كلينى از نقطه نظر احاطه و دقّت مقدّم ميدارند ؛ از فحول علماء و صاحب كتاب « مَن لا يَحضُرُه الفَقيه » يكى از كتب اربعهء شيعه و قريب به