ملائكهء رحمت با موجودات طيّب و طاهرى كه در اين عالم است ، وِجههگيرى مىكنند و به عكس ، از جاى ظلمت و متعفّن بدشان مىآيد ، در اطاقى كه جُنُب باشد فرشته داخل نمىشود ، در جائى كه مجسّمه و عكس ذىروح باشد فرشته نمىآيد ، در خانهاى كه سگ باشد يا شرب خمر شود يا آلات موسيقى و قمار باشد وارد نمىشود ، در گلخنهاى حمّام و جاهاى كثيف ملائكه وارد نمىشوند .
اين معنى نه از نقطه نظر اين است كه ملائكه يعنى وضو و غسل و لباس سفيد و عطر ؛ مَلك يك موجود معنوى است و عطر يك موجود مادّى ، ولى ارتباط بين آن ملكوت و اين مادّه بدين قسم شده است كه آن موجود معنوى طيّب محاذات و جهتگيرى مىكند با عطر يا لباس سفيد و قرائت قرآن .
به عكس ، جنّيان و شياطين وجهه گيرى مىكنند با موجودات فاسد و خراب اين عالم . در جاهاى ظلمانى و تاريك ميروند ، مزبلهها و محلهاى متعفّن را دوست دارند ، در جائى كه زنا شود ، معصيت شود ، شرب خمر و قمار شود ، جنّيان پر ميشوند ، در خانهاى كه سگ باشد ، در اطاقى كه عكس ذىروح باشد جنّ وارد مىشود و مَلَك خارج ميگردد ، اين يك نحو ارتباطى است بين عالَم ظاهر و عالم معنى .
در روايات وارد است ناخن خود را بگيريد كه در زير آن جنّ جمع مىشود و آنجا محلّ شياطين و جنّيان است ، از دستهء كوزه آب
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٥