قيامت با كمال واقعى خود محشور ميگردند .
و اين معنى طبق كلّيّات وارده از حكمت الهيّهء قرآنيّه و سنّت نبويّه قابل قبول است . چون كسى كه عازم بر هجرت باشد بر اساس اين نيّت كه رسول الله فرمود :
مَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إلَى اللهِ وَ رَسُولِه . « 1 » با رسول خدا معيّت پيدا نموده و در حظيرهء قدس الهى به تماشاى
هامش
( 1 ) اصل اين حديث اينطور است : مَنْ كانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى اللهِ وَ رَسولِهِ فَهِجْرَتُهُ إلَى اللهِ وَ رَسولِهِ ؛ وَ مَنْ كانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى امْرَأةٍ مُصيبُها أوْ غَنيمَةٍ يَأْخُذُها فَهِجْرَتُهُ إلَيها
اين حديث را ابن أبى الجمهور أحسائى در « غَوالى اللآلى » بنا به نقل « بحار الانوار » طبع كمپانى ، جلد 15 ، جزء دوّم ، ص 77 ؛ و در « مُنية المريد » طبع نجف ، ص 27 ؛ و در « بحار » ج 15 ، جزء دوّم ، ص 87 از « منية المريد » نقل كرده است . و شهيد ثانى فرموده است : اين خبر از اصول اسلام و يكى از پايههاى آن و اوّل ستون آنست . - تا آنكه گفته است : و سَلَف ما و جماعتى از تابعين آنها دوست داشتند كه مصنّفات خود را با اين حديث شروع كنند براى آنكه خواننده را بر حسن نيّت و تصحيح آن ، و اهتمام و اعتناء به آن برسانند .
و ليكن اصل اين حديث در كتب اصول احاديث شيعه نيست ، و معلوم است كه شهيد ثانى و ابن أبى الجمهور كه دأب آنها نيز استفادهء از روايات عامّه در اخلاقيّات است ، آن را از كتب عامّه نقل كردهاند .
اين روايت را بخارى و مسلم و نَسائى و ابن ماجه و تِرمِذى و أحمد بن حنبل همگى با أسناد متّصل خود از علقمة بن وقّاص از عُمر بن الخطّاب با ادنى اختلافى در متن آوردهاند كه : رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم فرمودند :
انَّما الاعْمالُ بِالنّيَّةِ وَ إنَّما لِامْرِئٍ ما نَوَى ، فَمَنْ كانَتْ هِجْرَتُهُ إلَى اللهِ وَ رَسُولِه - الحديث .