تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

داستان مشاهدهء افراد با صور ملكوتيّه ، براى يكى از اهل مراقبه

يكى از دوستان روشن ضمير ما نقل كرد كه : شخصى از اهل تفكّر و مراقبه در گوشه‌اى از صحن حضرت رضا عليه السّلام نشسته و در دريائى از تفكّر فرو رفته بود ، يك مرتبه حالى به او دست داد و صورت ملكوتى افرادى را كه در صحن مطهّر بودند مشاهده كرد ؛ ديد خيلى عجيب و غريب است .
هامش
- مِنْ طاعَتِهِ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمونَ . و اين روايت را مجلسى در « بحار » ج 46 ، ص 261 از طبع حروفى از « مناقب » نقل كرده است . « أبو بصير به حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام عرض كرد : چقدر حاجى زياد است و چقدر ناله و فرياد بسيار است ! حضرت فرمود : بلكه چقدر ناله و فرياد بسيار است و چقدر حاجى كم است ! آيا دوست دارى كه راستى گفتار مرا دريابى و آنچه را كه گفتم با ديدگان خود ببينى ؟ حضرت دست به چشمان او ماليدند و دعائى خواندند ، چشمان أبو بصير كه سابقاً نابينا بود بينا شد . حضرت فرمودند : اى أبو بصير نگاه كن بسوى حاجىها ! أبو بصير ميگويد : من نگاه كردم و ديدم كه اكثر مردم از ميمون‌ها و خوك‌ها هستند و مؤمن در ميان آنها همچون ستارهء تابان در شب تاريك ميدرخشيد . أبو بصير گفت : راست گفتى اى مولاى من چقدر حاجى كم است و چقدر ناله و فرياد بسيار است ! و پس از آن حضرت دعائى خواندند و چشمان أبو بصير به حالت اوّليه درآمد و نابينا شد . أبو بصير از علّت نابينائى خود سؤال كرد . حضرت فرمودند : ما بر تو بخيل نيستيم و خدا به تو ستم ننموده است ، و اين‌طور دربارهء تو پسنديده است و ما ترسيديم كه مردم در فتنه بيفتند و فضل خدا را بر ما ناديده گيرند و ما را ارباب خود شمرند و خدا را فراموش كنند ؛ و حال آنكه ما بندگان خدا هستيم و از عبادت او استكبار نداريم و از اطاعت او ملول نمىشويم و سر تسليم فرود آورده‌ايم . »
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 291 | السيد محمد حسين الطهراني