پس من لباس خود را به دو دادم و از خداوند در نمازى كه بر فاطمه گزاردم خواستم كه آن كفن را كهنه نگرداند تا زمانى كه فاطمه در بهشت وارد شود ؛ و خداوند دعاى مرا مستجاب نمود .
و امّا داخل شدن من در قبرش ، به جهت آن بود كه من روزى گفتم : چون ميّت را داخل قبر گذارند و مردم از كنار قبر برگردند ، دو مَلَك منكر و نكير مىآيند و از او سؤال مىكنند ؛ فاطمه گفت : وَا غَوْثَاهُ بِاللهِ ! « اى پناه به خدا ! »
صدقات رسول الله براى فاطمه بنت اسد و خديجه بنت خويلد
من مكرّراً در قبر از پروردگار خود مسألت نمودم تا آنكه روضه و درى از قبر او به بهشت گشود ، پس قبر او باغى از باغهاى بهشت شد . « 1 »
و علّامهء مجلسى رضوان الله عليه اين روايت را در « بحار » آورده ، « 2 » و نيز بطور مفصّل مضمون آن را از دو كتاب « فضائل » شاذان و كتاب « روضه » كه در فضائل اهل بيت است روايت نموده است . « 3 »
فاطمهء بنت أسد از زنان بزرگ اسلام بود ، به رسول الله بسيار علاقمند بود ؛ اوّلين زنى كه از مكّه به مدينه به دنبال پيغمبر هجرت كرد فاطمه بود . با كمال سختى و مشقّت وارد مدينه شد و هنوز رسول خدا در مسجد قبا بودند .
پاهاى فاطمه تمام آبله زده و زخم شده بود و آماس كرده بود
هامش
( 1 ) « بصائر الدّرجات » طبع سنگى ، ص 81
( 2 ) « بحار الانوار » ، طبع حيدرى ، ج 6 ، ص 232
( 3 ) « بحار الانوار » طبع حيدرى ، ج 6 ، ص 241