تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
كلمه‌اى است كه تو اكنون ميگوئى ، و عمل نميكردى ، حالا هم اگر بازگردى عمل نخواهى كرد ! » و در اين حال فرشته‌اى ندا كند كه : لَوْ رُدَّ لَعَادَ لِمَا نُهِىَ عَنْهُ . « اگر او به دنيا باز گردانيده شود هر آينه به همان اعمال زشتى كه از آن نهى شده بود عود خواهد نمود . » و چون او را در ميان قبر قرار دهند و مردم از دور او كنار روند و مفارقت نمايند ، نكير و منكر در وحشتناك‌ترين صورتى به نزد او آيند و او را بنشانند و سپس از او بپرسند : مَنْ رَبُّكَ ؟ وَ مَا دِينُكَ ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ ؟ زبانش در ادا كردن پاسخ سنگين شود و قدرت بر جواب نياورد ؛ آن دو فرشته چنان ضربه‌اى بر او زنند از عذاب خدا ، كه تمام اشياء از آن ضربه به دهشت افتند . دوباره از او پرسند : مَنْ رَبُّكَ ؟ وَ مَا دِينُكَ ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ ؟ فَيَقُولُ : لَا أَدْرِى « پس گويد كه نميدانم . » و به او ميگويند : لَا دَرَيْتَ وَ لَا هُدِيْتَ وَ لَا أَفْلَحْتَ . « نفهميدى و راه نيافتى و رستگار نشدى . » « 1 » و پس از آن درى از آتش به روى او بگشايند و از حَميمِ دوزخ براى او فرود آورند ؛ و اين است گفتار خداوند :
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ ،
يعنى در قبر
وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ
، « 2 » يعنى در آخرت و قيامت . « 3 »
هامش
( 1 ) يا آنكه معنى چنين باشد : نفهمى و هدايت نشوى و رستگار نگردى . ( 2 ) آيات 92 تا 94 ، از سورهء 56 : الواقعة ( 3 ) « أمالى » صدوق ، طبع سنگى ، ص 174 و 175
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 258 | السيد محمد حسين الطهراني