تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و نظير اين روايت را مجلسى از « تفسير عيّاشى » نيز روايت نموده است . « 1 » و مجلسى در ذيل روايتى كه بيان نموديم ميگويد : زمخشرى در تفسير « كشّاف » در ضمن بيان قصّهء حضرت زكريّا و مريم گويد : از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت شده است كه : در روزگارى كه قحطى فرا گرفته بود و رسول خدا گرسنه بود ، فاطمه براى پدر خود دو گردهء نان و قدرى پارهء گوشت به عنوان هديه آورد ؛ و اين غذاى خودش بود كه نخورده و پدر را بر خود مقدّم داشت و ايثار نمود . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آن طبق را بسوى فاطمه برگرداندند و بعد از آن گفتند : اى نور ديدهء من بيا و بياور طبق را . فاطمه سلام الله عليها سرپوش از طبق برداشت ، ديد كه مملوّ است از نان و گوشت ؛ او را بهت و حيرت در گرفت و دانست كه اين مائده از جانب خداى تعالى نازل شده است . رسول خدا فرمود : اى فاطمه ! اين غذا را از كجا آورده‌اى ؟ فاطمه گفت : اين غذا از نزد خداست و خداوند هر كه را بخواهد بدون حساب روزى ميدهد . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : حمد اختصاص
هامش
- ج 43 ، ص 29 ( 1 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 10 ، ص 11 ؛ و طبع آخوندى ، ج 43 ، ص 31