چون فاطمه عليها السّلام سخن رسول خدا را شنيد از جاى خود برخاست و بر آن حضرت سلام كرد - و فاطمه عزيزترين افراد در نزد رسول الله بود - و رسول خدا جواب سلام او را داد ، و با دست خود بر سر فاطمه مىكشيد و سپس فرمود : اى فاطمه براى ما از غذائى كه آماده شده است بياور !
فاطمه سلام الله عليها كاسه را گرفت و در نزد پدرش رسول خدا گذارد .
حضرت فرمود : اى فاطمه ! اين غذا از كجا براى تو آماده شده است ؟ اين چنين غذائى كه من تا به حال هرگز به غذائى مانند رنگ اين غذا برخورد نكردهام ، و مانند بوى اين غذا از غذائى استشمام ننمودهام ، و تا به حال پاكيزهتر و طيّبتر از اين غذا نخوردهام .
و سپس رسول خدا كف دست خود را بين دو كتف أمير المؤمنين « 1 » عليه السّلام قرار داد و فرمود : اين به عنوان بدل و عوض از يك دينار تو است ، خداوند به هر كسى كه ارادهاش تعلّق گيرد روزى بى حساب عنايت خواهد نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) در عبارت مجلسى كه از « خرائج » نقل مىكند لفظ أمير المؤمنين نيست ، ولى اوّلًا از قرينهء آنكه مخاطب رسول الله أمير المؤمنين بوده است ، و ثانياً به قرينهء روايت ديگرى كه مجلسى در « بحار » ج 10 كمپانى ، ص 19 ، و در ج 43 ، طبع آخوندى ، ص 59 از « تفسير فُرات بن إبراهيم » روايت مىكند و در آنجا لفظ علىّ بن أبى طالب موجود است ؛ معلوم مىشود كه در اين روايتى را كه ما نقل كرديم لفظ علىّ بن أبى طالب از قلم نسّاخ افتاده است .
( 2 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 10 ، ص 10 ؛ و طبع آخوندى ،