براى سعد ، لَحْد معيّن كرد و او را در لَحْد گذارد و خشتها را يكى پهلوى ديگرى مىچيد و ميفرمود : به من سنگ بدهيد ، به من خاك مرطوب بدهيد ، و با آن خاكها خُلل و فُرج ميان خشتها را مسدود مينمود .
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم چون از قبر فارغ شد و خاك بر روى آن انباشت و روى قبر را تسويه نمود فرمود :
إنِّى لَاعْلَمُ أَنَّهُ سَيَبْلَى وَ يَصِلُ الْبِلَى إلَيْهِ ، وَ لَكِنَّ اللهَ يُحِبُّ عَبْدًا إذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَهُ .
« حقّاً من مىدانم كه به زودى خواهد پوسيد و كهنگى و اندراس به اين قبر خواهد رسيد ، و ليكن پروردگار دوست دارد كه بنده كارى را كه انجام ميدهد ، در آن محكم كارى كند و مُتْقَن و استوار نمايد . »
چون از تسويهء قبر فارغ شده و خاك به روى آن ريختند ، مادر سَعد گفت : گوارا باد بر تو اى سعد در اين بهشتى كه داخل ميشوى !
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : اى مادر سعد ! بطور جزم بر خدا حكمى نكن ؛ اينك سعد را فشار قبر گرفت !
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بعد از فراغ از امر سعد مراجعت كردند و مردم نيز مراجعت نمودند و عرض كردند : اى رسول خدا ! ما امروز از شما امورى را مشاهده كرديم كه دربارهء سعد انجام دادى كه تا به حال دربارهء هيچ كس چنين نديدهايم كه انجام داده باشى ؛ شما به دنبال جنازهء سعد بدون ردا و كفش حركت كردى !
حضرت فرمود : چون ديدم كه فرشتگان سماوى بدون كفش و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٢٠