اقتباس مىشود كه آن چراغ داراى نور است ، پس آتش در ذات اجسام ثابت است ولى نور موجودى است توليد شده ، و از بين رونده است .
امّا روح چنين نيست ؛ روح موجودى است لطيف كه در قالب و لباس موجودى كثيف و ثقيل درآمده است ؛ و اين حكم چراغى را كه تو ذكر كردى ندارد .
آن پروردگارى كه جنين را در رَحم مادر از آبى صاف مىآفريند و در اين آب اجزاء مختلفى را همچون عروق و اعصاب و دندان و مو و استخوان و غيرها تركيب مىكند ، او اين انسان را بعد از مرگ زنده و بعد از فناء بازگشت ميدهد .
زنديق گفت : پس جاى استقرار روح بعد از مردن كجاست ؟
حضرت فرمود : در باطن زمين ، كه منظور همان ملكوت زمين است ، تا يَوم الوَقتِ المَعلوم كه روز بازپسين است .
زنديق گفت : كسى را كه بر دار بياويزند و بكشند و بر دار بماند ، روحش كجاست ؟
حضرت فرمود : در دست آن فرشتهء قبض روحى كه روح او را ميگيرد تا به باطن زمين كه همان ملكوت است برساند . . .
زنديق گفت : آيا روح هم مانند بدن ، پس از آنكه از قالب بدن بيرون آيد متلاشى ميگردد يا آنكه او باقيست ؟
حضرت فرمود : روح باقيست تا روزى كه در صور دميده شود ؛ در آن هنگام تمام اشياء باطل ميگردند و هيچ حسّ و محسوسى باقى نخواهد ماند ، و سپس تمام موجودات بازگشت مىكنند همانطور كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 218
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٨