تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
اقتباس مىشود كه آن چراغ داراى نور است ، پس آتش در ذات اجسام ثابت است ولى نور موجودى است توليد شده ، و از بين رونده است . امّا روح چنين نيست ؛ روح موجودى است لطيف كه در قالب و لباس موجودى كثيف و ثقيل درآمده است ؛ و اين حكم چراغى را كه تو ذكر كردى ندارد . آن پروردگارى كه جنين را در رَحم مادر از آبى صاف مىآفريند و در اين آب اجزاء مختلفى را همچون عروق و اعصاب و دندان و مو و استخوان و غيرها تركيب مىكند ، او اين انسان را بعد از مرگ زنده و بعد از فناء بازگشت ميدهد . زنديق گفت : پس جاى استقرار روح بعد از مردن كجاست ؟ حضرت فرمود : در باطن زمين ، كه منظور همان ملكوت زمين است ، تا يَوم الوَقتِ المَعلوم كه روز بازپسين است . زنديق گفت : كسى را كه بر دار بياويزند و بكشند و بر دار بماند ، روحش كجاست ؟ حضرت فرمود : در دست آن فرشتهء قبض روحى كه روح او را ميگيرد تا به باطن زمين كه همان ملكوت است برساند . . . زنديق گفت : آيا روح هم مانند بدن ، پس از آنكه از قالب بدن بيرون آيد متلاشى ميگردد يا آنكه او باقيست ؟ حضرت فرمود : روح باقيست تا روزى كه در صور دميده شود ؛ در آن هنگام تمام اشياء باطل ميگردند و هيچ حسّ و محسوسى باقى نخواهد ماند ، و سپس تمام موجودات بازگشت مىكنند همانطور كه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 218 | السيد محمد حسين الطهراني