تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ثُمَّ يَفْتَحُ اللهُ لَهُ بَابًا إلَى النَّارِ ؛ ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ : نَمْ بِشَرِّ حَالٍ ، فَهُوَ مِنَ الضَّيْقِ مِثْلُ مَا فِيهِ الْقَنَا مِنَ الزُّجِّ ، حَتَّى أَنَّ دِمَاغَهُ يَخْرُجُ مِنْهَا مِمَّا بَيْنَ ظُفْرِهِ وَ لَحْمِهِ ، وَ يُسَلَّطُ عَلَيْهِ حَيَّاتُ الارْضِ وَ عَقَارِبُهَا وَ هَوَامُّهَا فَتَنْهَشُهُ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللهُ مِنْ قَبْرِهِ ، وَ إنَّهُ لَيَتَمَنَّى قِيَامَ السَّاعَةِ مِمَّا هُوَ فِيهِ مِنَ الشَّرِّ . « حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : در وقتى كه فرزند آدم ميخواهد از دنيا رحلت كند و آخرين روز از روزهاى دنياى او و اوّلين روز از روزهاى آخرت اوست ، سه چيز براى او به صورت مثاليّهء خود مجسّم ميگردد : مال او ، فرزندان او ، و عمل او . پس او التفات مىكند و نظر مىنمايد به مالش و ميگويد : سوگند به خدا كه من براى گرد آوردن و جمع‌آورى تو بسيار حريص بودم و نسبت به از دست دادن و رها نمودن تو بسيار بخيل بودم ؛ در اين هنگامِ تنگدستى و بيچارگى از دست تو براى من چه بر مىآيد ؟ مال در جواب ميگويد : فقط كفن خود را از من مىتوانى دريافت كنى . و پس از آن ، التفات مىكند و نظر مىنمايد بسوى فرزندان خود و ميگويد : سوگند به خدا كه من نسبت به شما بسيار دوست بودم ، و در هر حال مُحامى و محافظ شما بودم از هر گونه گزند و ناراحتى كه بر شما وارد ميشد ؛ اكنون در اين موقع خطير از دست شما براى من چه كارى ساخته است ؟ آنها در پاسخ ميگويند : ما تو را بسوى حفيره و قبرت مىبريم و در