ديگرى قيامت كبرى ، و آن عبارت است از خروج از عالم برزخ و مثال و داخل شدن در عالم نفس و قيامت .
وقتىكه مردم از عالم قبر خارج و بسوى عالم ظهورات نفس كلّيّه رهسپار ميگردند ، قيامت كبراى آنان بر پا شده است .
عالم مادّه داراى هيولى و طبع و جسم و جسمانيّات است و عالم نفس ، تجرّد مطلق از مادّه و آثار مادّه است ؛ ولى عالم برزخ فاصلهء بين اين دو عالم است ؛ يعنى مادّه نيست ولى آثار مادّه از « كَيف » و « كَمّ » و « أيْن » و غيرها را دارد .
مادّه ، جوهريست كه قبول تشكّل مىكند و صورت جسميّه بر او عارض ميگردد ، و آثار جسم نيز در او پيدا مىشود ؛ و بواسطهء قبول تشكّل و تجسّم ، آن أعراض انفعاليّهاى كه در جسم پيدا مىشود در مادّه نيز پيدا مىشود ، و مثل همين مادّهاى كه در اين عالم هست و به صور مختلفه درآمده و مردم مىبينند ، چون خاك و سنگ و آب و درخت و بدن انسان و بدن حيوان و أمثالها در مىآيد .
موجودى كه در عالم برزخ است مادّه ندارد ؛ امّا شكل و صورت و حدّ و كمّ و كيف و أعراض فعليّه را دارد ؛ يعنى داراى اندازه و حدود است ، داراى رنگ و بوست .
صورت مردمان برزخى رنگ و حدّ دارد ، و در آنجا خوشحالى و مسرّت و غضب و نگرانى هست ، در آنجا نور هست .
هامش
- وَ رَوَى أنَسٌ عَنِ النَّبىِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ [ وَ ءَالِهِ ] وَ سَلَّمَ : إنَّهُ قالَ : الْمَوْتُ الْقيامَةُ ؛ فَمَنْ ماتَ فَقَدْ قامَتْ قيامَتُهُ .