بعد از اينكه اين كارها را در ذهن خود انجام داديد بدون آنكه دست و پاى شما حركتى كند و بدون آنكه حتّى بدن شما مختصر تكانى بخورد و حتّى بدون آنكه مختصر استمدادى از نيروى چشم و گوش خود در ديدن اين مناظر و شنيدن اصوات ازدحام و غوغاى مردم در اطراف كعبه كرده باشيد ، از رفيق پهلوى خود بپرسيد : آقا من چه كردم ؟
در پاسخ ميگويد : هيچ نكردهاى . شما مىگوئيد : من در قواى متصوّره و عالم خيال خود طواف كردم نماز خواندم و مدّتى بخانهء خدا نظاره كردم .
در پاسخ ميگويد : من كه از باطن شما خبر ندارم ؛ چشم من اين بدن شما را مىبيند ، و اين بدن أبداً حركتى نكرده و كارى انجام نداد .
در حال احتضار كه ملك الموت قبض روح مىكند ، كيفيّت گرفتن جان از همين قبيل است .
فرض كنيد خوابيدهايد ، خوابهاى وحشتناكى ديدهايد كه اثرش در روان شما تا چند روز ظاهر بوده ، يا خوابهاى فرح انگيز ديدهايد كه اثرش تا مدّتى نيز در روان شما ظاهر بوده است ، و به اندازهاى اين خوابها عجيب بوده كه ممكنست اثر بعضى از آنها در طول مدّت عمر شما مؤثّر باشد ؛ ولى از رفيق خود كه بيدار بوده و در پهلوى بستر شما نشسته است ، در هنگام بيدارى اگر بپرسيد : من چه خواب ديدم ؟ ميگويد : من نميدانم .
ميگوئيد : من چنين و چنان در خواب ديدم ، چگونه تو
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٦