الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها »
وَ هُوَ ذِهَابُ الْعُلَمَاءِ « 1 »
« حضرت علىّ بن الحسين عليهما السّلام ميفرمود : گفتار خداوند كه مىفرمايد : آيا نمىبينند كه ما به روى زمين مىآئيم و زمين را از اطراف آن كم مىكنيم ، كه منظور مردن علماست ، جان مرا در استقبال مرگ و كشته شدن و سرعت در مردن به حال جود و سخا در مىآورد . »
يعنى خداوند خودش قبض روح علماء امّت را مىكند و همين امر موجب مىشود كه چون من متذكّر ميگردم كه قبض روح من بدست خود خدا انجام مىگيرد ، ديگر نه آنكه مرگ براى من سنگينى ندارد بلكه جان من مشتاقانه به مرگى كه با سرعت به سمت ما خاندان پيش مىآيد مىشتابد ، و در رها كردن و تسليم كردن خود سخاوتمندانه جود و ايثار مىكند .
از اينجا معلوم مىشود كه حضرت « أطراف » را در آيه شريفه جمع « طِرْف » به كسر طاء و سكون راء ، يا جمع « طَرَف » به فتح طاء و راء گرفتهاند ، چون در اين دو صورت به معنى بزرگ و كريمُ الابَوَيْن است كه حضرت استفادهء عالِم و بزرگوار را از او كردهاند .
چقدر قبض روح بدست خود پروردگار لذّت بخش است كه چون حضرت اين آيه را از قرآن كريم مىخوانند يا متذكّر آن مىشوند ، نفس شريفشان خود به خود مىخواهد قفس تن را رها كند و
هامش
( 1 ) « كافى » جلد اوّل اصول ، كتاب فضل العلم ، باب فقد العلماء ، طبع حيدرى ( سنهء 1381 ) ص 38 ؛ و آيه مذكورهء در آن آيه 41 ، از سورهء 13 : الرّعد است .