اين بحث مستقلّ و جداگانهاى دارد و إن شاء الله تعالى در محلّ خود بايد بررسى شود ؛ فعلًا اشارهاى شد و همان كافيست .
اين مقدار از بحث راجع به احتمال اوّل بود و آن اينكه لفظ غَيْرِهِم عطف بر ملائكه بوده باشد .
و امّا احتمال دوّم آنست كه لفظ غَيْرِهِم عطف بر مَن يَشآءُ بوده باشد . و در اين صورت حاصل معنى چنين مىشود كه : خداوند عزّ و جلّ قبض روح مىكند توسّط هر كس از مخلوقات خود كه بخواهد از ملائكه ، و قبض روح مىكند بدون توسّط ملائكه .
قبض روح مقربان درگاه الهى دست خود خدا
و در اين صورت ممكن است مراد از غير ملائكه ، وجود مقدّس خود خدا بوده باشد ؛ گرچه مرجع اين معنى همان عالين است كه خداوند توسّط آنها قبض ارواح مىفرمايد . چون عالين افرادى هستند كه فانى در ذات الهى شده و متحقّق به اسماءِ كلّيّهء الهيّه گرديده ، بنابراين حقّاً مىتوان فعل آنها را عين فعل خدا دانست و از قبض ارواح توسّط آنان به قبض ارواح توسّط خدا تعبير نمود .
محمّد بن يعقوب كلينى ( ره ) در كتاب « كافى » روايت مىكند از عدّهاى از اصحاب از أحمد بن محمّد از محمّد بن علىّ از ديگرى كه راوى او را ذكر نموده است و او از جابر و او از حضرت أبى جعفرٍ الباقر عليه السّلام كه فرمود :
كَانَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ يَقُولُ : إنَّهُ يُسَخِّى نَفْسِى فِى سُرْعَةِ الْمَوْتِ وَ الْقَتْلِ فِينَا ، قَوْلُ اللهِ :
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي