تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خطاب مرحمت كرديم . » و نسبت مِلكيّت به افراد انسان داده است ؛ مانند بسيارى از آيات قرآن كه در آنها لفظ
ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
و يا
أَيْمانُهُمْ
استعمال شده است ، و مانند :
وَ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ
« 1 » و از همين قبيل است آيات مورد بحث كه نسبت قبض روح را در عين آنكه صرفاً به خود داده است به ملك الموت و سائر ملائكهء قبض ارواح داده است . عيناً مانند خورشيد كه در آئينهء بزرگى بدرخشد و از آن آئينه به آئينه‌هاى كوچكترى كه متعدّد و كثير بوده منعكس گردد ، در اين حال نور و تشعشع اوّلًا و بالذّات اختصاص به خورشيد دارد و ثانياً و بالعرض به اين آئينه‌ها انتساب پيدا مىكند . ارادهء ازلى حضرت حقّ در ملك الموت ظهور پيدا مىكند و از او به يكايك از ملائكهء قبض روح بر حسب اختلاف آنها در قبض روح مؤمن و كافر و منافق و عادل و فاسق كه به أشكال و صور مختلفه‌اى هستند ظاهر ميگردد . پس اين ظهورات در طول هم قرار دارند نه آنكه در عرض هم مجتمع گردند و سپس بالاستقلال يا بالاجتماع قبض روح كنند . ملك الموت مظهر اسم القابض يا المُميت است و فرشتگان دگر مظاهر جزئيّهء اين اسم هستند .

جمع بين إسناد قرآن فعل را به خدا و به مخلوقات ، و عدم تناقض در آن

در كتاب « احتجاج » شيخ طبرسى ( ره ) روايتى را بسيار مفصّل
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 50 ، از سورهء 33 : الاحزاب
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210 | السيد محمد حسين الطهراني