تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
گشته‌اند . « 1 » ، « 2 » 14 - پس اى معاويه پسر صخر ! شماتت مكن ، زيرا باقيماندهء از خلفاى الهى در ميان ما موجود است » .

توضيح مؤلّف دورهء امام‌شناسى

بارى در اينجا جلد هجدهم از مجلدات « امام‌شناسى » خاتمه پيدا مىكند كه آنها قسمت دوم از دورهء علوم و معارف اسلام را تشكيل مىدهند ، و با ختم اين مجلد دورهء امام‌شناسى پايان مىيابد . « 3 » للّه الحمد و له المنّة كه خدا توفيق داد و عنايت فرمود تا اين دوره كه ابتدايش در شهر طهران سنهء يكهزار و سيصد و نود و يك هجريّهء قمريّه بوده است خاتمه‌اش در شهر مقدس مشهد مبارك حضرت مولى الامام الهمام حضرت على بن موسى الرِّضا - عليه و على آبائه و أبْنائه الائمّة الكِرام افضل الصّلوات و التحيّات من الملك الحىّ القيّوم العلّام - در روز جمعه هجدهم شهر ذوالقعدة الحرام سنهء يكهزار و چهارصد
هامش
( 1 ) در « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 45 از زمخشرى روايت نموده است كه : چون قتل أميرالمؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام به ابوالاسود دُؤَلى رسيد آن طور گريست كه از شدّت گريه شانه‌ها و پهلوهايش به لرزه و تكان درآمد و اين ابيات را انشاء كرد . زمخشرى شش بيت از اين اشعار را ذكر نموده است . آنگاه مرحوم صدر گفته است : اين قضيّه را ابن اثير در « كامل » و ابن صبّاغ مالكى در « الفصول المهمّة » و غيرها أيضاً در رثاء أميرالمؤمنين عليه السلام از ابوالاسود حكايت كرده‌اند . ( 2 ) در « أقرب الموارد » گويد : نَعامه به معناى شترمرغ است و جمع آن نَعام آيد . . . و يضرب بجنس النعام المثل فى الأجفال ، و منه : « و أجفلت نحوها اجفال النَّعامة » . قيل : النَّعامة أشدّ الاشياء نفاراً ، و لهذا قيل للرجل اذا فزع من شىء و ارتحل أو مات : « نفرتْ نَعامته » ، و يقال للمنهزمين : « اضْحَوا نَعاماً » . ( 3 ) در مقدمهء جلد اول از « امام‌شناسى » آمده است كه اين دوره در دوازده مجلد پايان مىپذيرد ، ولى لله الحمد و الشكر چون هجرت ما به ارض اقدس و پذيرائى كامل حضرت قرار گرفت و اينك در پانزدهمين سال است كه تشرف حاصل و فراغت بال و جمعيت خاطر به ما لا يقاس از طهران بيشتر بوده است لهذا در بحثها چه از عناوين و چه از جهت گسترش همان ابحاث مورد نظر چون فرصتى بيشتر بوده است شش مجلد افزوده گرديد و دوره به هجده مجلد بالغ شد .