و چهارده هجريهء قمريه تحقق پذيرفت ، و هذا من فضله و إنعامه إنَّه ذو الفضل العظيم .
در اين دوره سعى شده است فقط پيرامون اصل ولايت مولى الموحّدين و مسائل كلى اصول امامت بحث گردد و ضمناً بحثهاى تطفّلى و ضمنى از ساير أئمّهء معصومين - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - به عمل آيد . و با آنكه در حدود وسع و جهد در جمع و تدوين مطالب منقَّحه و مسلَّمه إعمال حوصله شده است و گمان مىرفت كه با اين مطالب مختلفهء فلسفيّه و عقليّه ، و قرآنيّه و نقليه ، و شواهد تاريخيّه و غيرها از مسائل اجتماعيّه مىتوان پرده از رخسار تابناك او برگرفت و كما هو حقّه او را معرفى كرد ولى در اين حال مىبينيم و مىنگريم كه فقط نَمى از يَمى آورده شده است و ذرّهاى از شعاع آفتاب جهانتاب . و اينك كه عمر سپرى گشته و آفتاب حيات در شُرف افول مىباشد ، ما حقّاً و حقيقةً نه على را شناختهايم ، و نه از سرّ او اطلاع پيدا نمودهايم ، و نه از منهج و منهاج او علمى اكتساب كردهايم ، و نه ، و نه ، و نه .
دور از حريم كوى تو شرمنده ماندهام * شرمنده ماندهام كه چرا زنده ماندهام
صلّى الله عليك يا ابا الحسن ، صلّى الله على روحك و بدنك ، صلّى الله عليك و على زوجك و ذرِّيَّتك ، صلّى الله على شيعتك و لازمى مِشيتك و منهجك !
گرچه از نعمتهاى الهيّه از به دو عمر تا خاتمهء آن سرشار و از هر گونه غرق در بحارش بودهايم ، ولى اينك آن نتيجه و شالوده و جوهرهء آن كه براى ما باقى است و بدان خوشنوديم و دلشاد و مسرور و با ابتهاج ، فقط و فقط محبّت اين سرور و آقاست .
مَنَايِحُ اللهِ قَدْ جَاوَزَتْ أمَلِى * فَلَيْسَ يُدْرِكُهَا شُكْرِى وَ لَا عَمَلِى 1
لَكِنَّ أفَضَلَهَا عِنْدِى وَ أكْمَلَهَا * مَحَبَّتِى لامِيرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِىّ « 1 » 1
هامش
( 1 ) « الغدير » ، ج 4 ، ص 6 0 از صاحب بن عبّاد به نقل حمّوئى در « فرائد السِّمطين » ، سِمط دوم باب اول .