تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
را به شام و كشتن آنان را در چهار فرسنگى دمشق به نام مَرْج عَذْراء « 1 » و قتل عمرو بن حِمَق كه اين دو بزرگوار از اصحاب رسول خدا و أميرالمؤمنين و حسنين : بوده‌اند . أميرالمؤمنين - عليه افضل صلوات المصلّين - به برادرش خاتم المرسلين ملحق شد ، و امام حسن عليه السلام هم در بيتش منعزل گرديد ، و حكم معاويه هم بدون امر خدا و بدون امضاء و اختيار امَّت در جميع اقطار اسلام جارى شد . حكم
هامش
( 1 ) مستشرق فلهوزن در كتاب « الخوارج و الشّيعة » طبع دوم ص 119 و ص 120 گويد : شكى نيست كه حُجْر بر عليه سلطنت معاويه قيام و انقلاب نمود و دوست داشت اهل كوفه را به حركت خودش جذب كند و بدين جهت زياد بر حسب اندازه گيرى و مقياس ما بر صواب بوده است و معاويه با حلمش معتصم بوده است ، و ليكن حكم و قانون در آن عصر بر خلاف مقياس فعلى ما بوده است . زيرا قتل مسلمان به هيچ وجه جائز نبوده است مگر زمانى كه مسلمان ديگرى را به قتل رساند : النّفس بالنّفس ، و امر جارى آن بوده است كه صاحب خون خودش قصاص مىنمود . و قدرت عامّه و سلطهء حكومتى بر اين قصاص موافقت داشت و زمينه را براى آن مهيّا مىساخت و جريمهء ضدّ دولت منحصر بود در خروج از اسلام نه در خيانت عظيم مادامىكه با آن خيانت قتلى همراه نبوده باشد . اما كشتن كسى به جهت خروجش بر دولت به هر درجه و مرتبه كه بالغ شود أبداً مجوّز و مبرّرى نداشته است . اين امرى بوده است كه مردم را به انقلاب و هيجان بر مىانگيخته است خصوصاً در مثل آن حالتى كه مردمانى سرشناس و ذى اهميّت و نفوذ در آن وارد بوده‌اند حتّى اينكه با قتل حجر جميع اهل كوفه در خود ذلّت و خزى را يافتند . و والى خراسان : ربيع بن زياد با آنكه مرد رقيق القلبى نبوده است تأسّف بر اين امر دل او را پاره پاره كرد . و عائشه خشم شديد خود را آشكار ساخت و همچنين حسن بصرى . و ليكن عائشه براساس دواعى و دوافع نفسانيّه خشمش فروكش كرد ، و اما حسن غضب و خشمش خاموش نشد و هميشه باقى بود . و گفته شده است : معاويه در وقت مرگش مشعر به سرزنش قلبى خود راجع به قتل حجر گرديد و ليكن بدين گونه خود را تبرئه مىكرد كه چون قريش اطراف او را خالى كردند او تسليم امر زياد شده است و طبعاً غضب قبائل خصوصاً يمانيهاى نيرومند بر اين سلطه اوج گرفت زيرا در خود اشعار عار و ننگى را نمودند كه فرزندانشان از بطش سلطان خلاصى نخواهند يافت . در اين صورت معارضهء قبيلگى با معارضهء دينى با هم متّحد شدند و غضب شيعه شدّت يافت خصوصاً براى مقتل حُجْر ، و شهادت او مقدّمه براى استشهاد سيّد الشهداء امام شيعه قرار گرفت و وى حسين بن على بوده است .