تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
بعد از اين واقعه ، بُسر چندان درنگى نكرد حتى اينكه عقلش رفت . كودكان دنبالش مىرفتند و با او بازى مىكردند و وى را مَلْعَبَه و بازيچهء خود قرار مىدادند . به واسطهء اين بدعتها و أحداث ، به واسطهء انتهاك حرم خدا و حرم رسول ، به واسطهء كشتن مردان و سر بريدن اطفال ، به واسطهء غارت زنان و بيرون كشيدن گوشواره‌هاى گوش و خلخالهاى پا ، به واسطهء اينها و أمثال و اشباه اينهاست كه دروغگويانِ دروغ پرداز مىگويند : مُعَاوِيَةُ أعْرَفُ مِنْ عَلِىٍّ بِالسِّيَاسَةِ . « معاويه از على به سياست آشناتر بوده است . » آرى ! نه على و نه غير على آشناتر از معاويه به شرور و وَلَع در تكالب و درندگى و اقدام بر امور مضرّه و خبيثه نبوده‌اند . و از اينجاست كه معاويه مرد سياسى عظيم نزد أشكال و أمثال خود معاويه به شمار آمده است . « 1 » ، « 2 »

تقبيح معاويه به خاطر كشتن حُجر

اينها تازه جنايات معاويه در زمان حيات أميرالمؤمنين عليه السلام بوده است ، بيا و تماشا كن جنايتهاى او را پس از شهادت وى از خلاف تعهّدها با امام حسن و زهر دادن او را عليه السلام و سبّ و لعن حضرت در تمام نقاط عالم بعد از خطبه‌هاى نماز جمعه ، و نصب مغيرة بن شعبه بر ولايت كوفه ، و امر به تضييق بر شيعه ، و سبّ حضرت ، و نصب زياد بن سُمَيَّه را پس از مغيره بر ولايت كوفه و بصره ، و گرفتار ساختن مرد بى گناه عابد زاهد ناسك حُجر بن عدى كندى با اصحابش و ارسال آنها
هامش
( 1 ) « الشّيعة و الحاكمون » طبع دوم ، ص 42 تا ص 52 . ( 2 ) اين خونخوارى و سفّاكى معاويه براى شيعيان على است كه مانع و رادع تعديّات او مىباشند و گرنه در صورت عدم دفاع و آزادى او در ملك و حكومت ، معاويه با كسى كارى ندارد . ابن اثير جزرى در « الكامل فى التاريخ » ج 4 ص 13 آورده است : عبد الله بن عمير گفت : أغلظ لمعاوية رجل فأكثر ، فقيل له أ تحلم عن هذا ؟ ! فقال : إنّى لا أحول بين الناس و بين ألسنتهم ما لم يحولوا بيننا و بين ملكنا . « مردى بر معاويه پرخاش كرد و در غلظت زياده روى نمود . به معاويه گفتند : آيا تو در برابر اين گونه خشونت حلم مىورزى ؟ ! معاويه گفت : من ميان مردمان و ميان زبانهايشان جدائى نمىافكنم مادامىكه آنان ميان من و ميان سلطنت من جدائى نيفكنند . »