تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
هر كه توانست گريخت و هر كه ماند رشتهء حيات را گسيخت ، و الواح را در روضهء منوّره شكست و دل احباب را خَسْت ، وَ كَانَ مَا كَانَ وَ وَقَعَ مَا وَقَعَ . پس از قتل عام قرارى در امر ولايت داد ، در چهاردهم شهر مزبور مراجعت كرد ، و ابن آلوسى كه
هامش
روح المعانى » در طبع بولاق سنهء 1301 هجريّهء قمريّه آمده است و وى را از طرف مادر از سادات حسنى و از طرف پدر از سادات حسينى شمرده و نسبت او را به موسى مبرقع مىرساند ذكر كرده است كه وى در سال 1217 متولّد شد و در سال 1270 در سن 53 سالگى بدرود حيات گفت . در سنهء 1248 رئيس مفتيان حنفيّه در بغداد از جانب على رضا پاشا گرديد و در سنهء 1263 براى وليمهء ختان فرزند سلطان محمود عثمانى به قسطنطنيّه رفت و در سنهء 1263 نيز شروع به تفسير كرد و در سنهء 1267 آن را به اتمام رسانيد و آن را به قسطنطنيّه برد و دو سال در آنجا توقّف كرد و پس از نشان دادن تفسير و دريافت نشان سلطنتى در سنهء 1269 از قسطنطنيّه مراجعت كرد و در راه به واسطهء باران خوردگى مريض شد و پس از اندكى از دنيا رفت . در اينجا ذكر چند نكته ضرورى است : اوّل آنكه قاضى عسكر كربلا در حملهء محمد نجيب پاشا او بوده است . زيرا در اين حمله كه در سنهء 1258 بوده است وى چهل و يك ساله ( 41 ) و فقيه و داراى مناصب حكومتى از جانب دولت عثمانى بوده است و نمىشود يكى از پسرانش بوده باشد زيرا بزرگترين پسرش كه به نام سيّد عبد الله افندى بوده است در سنهء 1248 متولّد و بنابراين در آن زمان 10 ساله بوده است و معلوم است چهار پسر دگرش كه بعضى از ايشان پس از حملهء كربلا متولّد شده‌اند نمىتوانند بوده باشند . و نمىشود پدرش سيّد عبد الله افندى بوده باشد زيرا وى را داراى چنين مناصب حكومتى نگفته‌اند و فقط او را رئيس المدرّسين شمرده‌اند و علاوه چون او به آلوسى مشهور بوده است حاج فرهاد ميرزا پسرش سيّد محمود را به ابن آلوسى نام برده است . و بعيد نيست كه در آن زمان فوت كرده باشد زيرا اسم و عنوانى از وى در آن مرحلهء از زمان نمىباشد . دوم آنكه ميان سيّد كاظم رشتى و سيّد محمود آلوسى مراتب مودّت برقرار بوده است ، و لهذا سيّد كاظم در زمان رضا على پاشا تقريظى بسيار بلند پايه براى تفسيرش مىنويسد كه در ص 6 تا ص 8 قبل از مقدمهء تفسير از همان طبع بولاق آمده است و به همين مناسبت دوستى ، خانهء سيّد كاظم رشتى را در قتل عام كربلا غارت نكردند و سيّد كاظم و متعلّقان او را نكشتند . سوم آنكه نسبت سيادت او امر بعيدى نيست چه بسيار از سادات تابع خلفاى جور بوده‌اند و با وجود امام به حقّ تسليم ولايتش نمىشدند و تاريخ داستان احوال ايشان را خوب نشان مىدهد . موسى مُبَرْقع كه فرزند بلافصل حضرت امام محمد تقى عليه السلام بوده است و جدّ أعلاى آلوسى به حساب مىآيد نيز تاريخ روشنى نداشته است و در دربار متوكّل خليفهء عباسى رفت و آمد داشته است ، و برادر موسى مبرقع : حضرت امام على النقى عليه السلام از او ناراضى بوده‌اند
امام شناسى (فارسى) — صفحة 389 | السيد محمد حسين الطهراني