اين روايت را احمد با سند خود كه سند جيّدى است تخريج كرده است .
و در زمانى كه عثمان ، مصاحف را نسخه كرد ، ابوهريره بر او داخل شد و گفت :
أصَبْتَ وَ وُفِّقْتَ ! أشْهَدُ لَسَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ يَقُولُ : إنَّ أشَدَّ امَّتِى حُبّاً لِى قَوْمٌ يَأتُونَ مِنْ بَعْدِى يُؤْمِنُونَ بِى وَ لَمْ يَرَوْنِى ، يَعْمَلُونَ « 1 » بِمَا جَاءَ فِى الْوَرَقِ الْمُعَلَّقِ . فَقُلْتُ : أىُّ وَرَقٍ حَتَّى رَأيْتُ الْمَصَاحِفَ . « 2 »
« به حقّ رسيدى ، و موفّق شدى ! شهادت مىدهم كه من از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : شديدترين امَّت من از جهت محبّت به من قومى هستند كه بعد از من مىآيند ، به من ايمان مىآورند و مرا نديدهاند . عمل مىكنند ( يا تصديق مىكنند ) به آنچه در اوراق آويزان وجود دارد . با خود گفتم : كدام ورق ؟ تا اينكه الآن من مصاحف آويزان را در اينجا مشاهده نمودم . »
اين حديث مجعول ، خوشايند عثمان شد و امر كرد تا به او ده هزار درهم جايزه دادند .
اين حديث از غرائب ابوهريره است كه بدان زبان گشوده است و بدون شكّ از احاديث خلق السّاعة و ساخته و پرداختهء همان ساعت خود او مىباشد .
و از زمرهء احاديث مجعوله و موضوعهء راجع به معاويه حديثى است كه خطيب آن را از او تخريج نموده است . و آن اين است كه : پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم تيرى به معاويه دادند و گفتند :
خُذْ هَذَا السَّهْمَ حَتَّى تَلْقَانِى بِهِ فِى الْجَنَّةِ . « اين تير را بگير تا با آن مرا در بهشت ديدار كنى . »
ابن عساكر ، و ابن عدى و خطيب بغدادى از ابوهريره تخريج كردهاند كه او گفت : شنيدم از رسول خدا كه مىگفت : إنَّ اللهَ ائْتَمَنَ عَلَى وَحْيِهِ ثَلَاثَةً : أنَا وَ جَبْرِيلَ وَ
هامش
با سند جيّد آورده است .
( 1 ) يُصدِّقون ( در چاپ سوم ، ص 229 ) .
( 2 ) ص 216 ، ج 7 ، « البداية و النِّهاية » ابن كثير .