امَّا حديث اوَّل را ما ذكر كرديم ، و اما حديث دوم اين است كه : عروة بن زبير معتقد است كه عائشه براى او حديث نموده و گفته است :
كُنْتُ عِنْدَ النَّبِىِّ صلّى الله عليه و آله و سلّم فَأقْبَلَ الْعَبَّاسُ وَ عَلِىٌّ . فَقَالَ : يَا عَائشَةُ ! إنْ سَرَّكَ أنْ تَنْظُرِى إلَى رَجُلَيْنِ مِنْ أهْلِ النَّارِ فَانْظُرِى إلَى هَذَيْنِ قَدْ طَلَعَا !
فَنَظَرْتُ ، فَإذا الْعَبَّاسُ وَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ .
« من در محضر پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم بودم كه عباس و على روى آوردند . پيامبر گفت : اى عائشه اگر خوشحال مىشوى كه به دو نفر مرد از اهل آتش نظر كنى ، پس نظر كن به اين دو مردى كه وارد شدند !
چون من نظر كردم نگريستم كه : ايشان عباس و على بن أبى طالب مىباشند . »
اسكافى گفت : و اما عمرو بن العاص ، پس روايت كرده است در اين امر حديثى را كه بخارى و مسلم هر دو در « صحيح » خود با اسناد متّصلشان به عمرو عاص از وى تخريج كردهاند كه گفت : من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت :
انَّ آلَ أبِى طَالِبٍ لَيْسُوا لِى بِأوْلِيَاءَ ، إنَّما وَلِيِّىَ اللهُ وَ صَالِحُ الْمُؤمِنينَ .
« تحقيقاً آل ابوطالب اولياى من نمىباشند ، فقط ولىّ من خداوند است و صالح المؤمنين « 1 » » .
خبر جعلى خواستگارى على عليه السلام از دختر ابوجهل
اسكافى گفت : و اما ابوهريره وى روايت كرده است حديثى را كه معنيش اين است كه : على عليه السلام دختر ابى جهل را در حيات رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم خواستگارى نمود . و اين امر پيغمبر را به غضب درآورد ، و آن حضرت بر منبر بالا رفت و خطبه خواند و
هامش
( 1 ) ابورَيّه در كتابش « شيخ المضيرة ابوهريرة » طبع دوم ص 176 و ص 177 اين روايت از ابوجعفر اسكافى روايت كرده است و در ذيلش افزوده كه : و اما ابوهريرة فقط در جعل و دسّ احاديث در طعن على اكتفا ننموده ا ست بلكه احاديثى را در رفعت شأن آل ابى العاص بطور عموم و در رفعت شأن معاويه به طور خصوص وضع كرده است و به زودى آنها را ذكر خواهيم نمود . اين جماعت بعضى از كسانى بودند كه با زبانهايشان و رواياتشان كه به پيغمبر نسبت داده بودند براى مقام و ترفيع معاويه بپاخاستند و امّا كسانى كه معاويه را با شمشيرهايشان يارى كردند هزاران تن به شمار مى روند . و واأسفا كه از صحابه در آنان بسيار وجود داشته است .