تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
گمان تو چه خواهد بود دربارهء اعمال زياد بن سميَّه آن مرد خبيث فاسق به اجماع و اتّفاق جميع مردم عالم ؟ ! او را معاويه ( به طورى كه طبرى در حوادث سنهء پنجاهم از تاريخش بر آن تنصيص نموده است ) بر كوفه و بصره و جميع مشرق و سجستان و فارس و سند و هند ولايت داد . فَكَمْ حُرَّةٍ فِى تِلْكَ الْوِلَايَةِ هُتِكَتْ ، وَ كَمْ حُرْمَةٍ لِلّهِ انْتُهِكَتْ ، وَ كَمْ دِمَاءٍ زَكِيَّةٍ سُفِكَتْ ، وَ كَمْ شِرْعَةٍ انْدَرَسَتْ ، وَ كَمْ بِدْعَةٍ اسِّسَتْ ، وَ كَمْ أعْيُنٍ سُمِلَتْ ، وَ أيْدٍ وَ أرْجُلٍ قُطِعَتْ و . و . و . إلَى مَا لَا يُحْصَى مِنَ الاعْمَالِ الْبَرْبَرِيَّةِ وَ الْفَظَائعِ الامَوِيَّةِ الَّتِى تَقْشَعِرُّ لَهَا جُلُودُ الْبَرِيَّةِ ، وَ يَتَصَدَّعُ بِهَا قَلْبُ الإنْسَانِيَّةِ . « چه بسيار ناموس زنان آزاد و حُرّه كه دريده شد ، و چه بسيار امور ممنوعه و محرّمهء عند الله دريده شد ، و چه بسيار از خونهاى پاك كه بر زمين ريخته شد ، و چه بسيار امور شرعيّه‌اى كه مندرس گشت ، و چه بسيار بدعتهائى كه بر پا گرديد ، و چه بسيار چشمهائى كه به ميل كشيده شد ، و چه بسيار دستها و پاهائى كه بريده گشت و . و . و . الى ما لا يُحصى از اعمال بربريّت و فضايح و فظايع امَوِيَّتى كه از شنيدن آن پوستهاى بدن مردمان به لرزه درآيد ، و قلوب انسانيّت بدان جهت بگدازد و پاره پاره گردد . » و ليكن جمهور يعنى عامّه و سنّى مسلكان چون بنابر اجتهاد معاويه گذارده‌اند ، وى را در انجام اعمال عُمّال او معذور مىدارند ، و أبداً خدشه‌اى در عدالت او وارد نمىگردد نه به واسطهء جنايات خودش ، و نه به واسطهء جنايات دست نشاندگان و عاملانش . « 1 »
هامش
خطّاب در صفحهء 25 از جزء اول « مسند » خود تخريج كرده است كه گفت : به عمر گفته شد : سمره شراب فروخته است . عمر گفت : بكشد خداوند سمره را ! رسول خدا گفت : خداوند لعنت كرده است يهود را كه شحوم را ( پيه‌ها را ) بر آنان حرام كرده بود مع‌ذلك آن را فروختند . ( 1 ) « الفصول المهمّة فى تأليف الامّة » ، طبع پنجم ص 123 تا ص 125 .