وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 1 »
« و ليكن كسى كه سينهاش براى كفر باز است ، پس براى اين چنين كسانى غضبى است از جانب خداوند ، و از براى ايشان است عذابى عظيم . »
عبد الله بن عمر روايت كرده است كه گفت : من به حضور پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم رفتم و شنيدم كه مىفرمود : يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ رَجُلٌ يَمُوتُ عَلَى غَيْرِ سُنَّتِى فَطَلَعَ مُعَاوِيَةُ « 2 » .
« الآن ظاهر مىشود بر شما مردى كه بر غير سنَّت من مىميرد . و معاويه نمايان شد » .
كسانى كه در جعل خبر يد طولائى داشتند
معاويه با تمام قوا و امكانات خود از حديث سازانى أمثال كَعْب الاحبار و ابو هريره و عبيد الله بن عمرو بن عاص و سَمرة بن جُنْدَب بهره گرفت . اوَّلًا آنها را به شام توجه داد و شام را مقرّ و مستقرّ و محلّ نور و رحمت و نزول بركات سماوى توسّط همين جاعلان خبر به عامّهء مردم نشان داد ، و ثانياً عراق و على و ياران او را محل خشن و نكبت و بعيد از نور و رحمت باز توسّط همين جاعلان خبر از لسان رسول خدا معرفى نمود .
در اين ميان كسانى پيدا شدند كه براى وضع حديث يد طولائى داشتند و داعيه شان انحراف مذهب و تحريف عقائد مسلَّمهء مسلمين بود كه معاويه از آنان و از شاگردان و تربيتشدگان زير دست آنان به تمام معنى الكلمه براى اعلاء مجازى خود و نيز براى كوبيدن شأن و مقام حضرت أمير المؤمنين عليه السلام كمك يافت . كعب الاحبار ، و عبد الله بن سلام ، و وَهَب بن مُنَبِّه چنان كه اخيراً خواهيم ديد سه نفر از أعلام و أعيان و اركان أحبار و علماى يهود بودند كه در تمام مدت بعثت رسول خدا قبل از هجرت و بعد از هجرت ايمان نياوردند ، و پس از آنكه غلبهء سياسى و نفوذ كلمهء معنوى را با پيغمبر ديدند ، و خلاصهء مطلب خود را عقب يافته يافتند ، به
هامش
( 1 ) نيمهء دوم از آيه 106 از سورهء 16 : نحل ، و نيمهء اوّلش اين است :مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ .( 2 ) « منهاج الكرامة فى اثبات الإمامة » طبع سنگى خطّ عبد الرحيم ص 27 تا ص 29 .