ايشان انكارش بر وى شديدتر بود زيرا مدّتهاى طولانى او و عائشه هر دو زيست كردند و عائشه يك سال قبل از او بمرد . . .
پس از آن فتنه در أيَّام عثمان واقع شد ، و ريسمان گفتار در اطراف خلافت به اضطراب افتاد ، و مردم در انواع گوناگونى از شكّ و تحيّر و قَلَق فرو رفتند ، و در ميان مردم افراد سرشناسى بودند كه در امر خود تثبّت و تحقيق نداشتند ، و وقايهء الهى رادعشان نبود ، و اكثريَّت افراد مردم هم با رويّهء آنان انس گرفته ، باكى نداشتند در عدم تحقيق و تثبّت و تبيُّن تا آنكه در روايت رجوع نمايند به يك شهادت قاطعه يا دلالت قائمهاى كه حرز و پناهگاهشان باشد . . . ( تا اينكه مىگويد : )
مگر آنكه رايات در آن روز پيوسته بر پا بود ، و شاخهها هنوز سر سبز . در همين اوانى كه امر ولايت هنوز محكم و مستحكم نگرديده بود كه ناگهان خوارج از سوئى خروج كردند ، و مردم به فرقهها و احزاب متفاوت منشعب شدند ، و امّت اسلام را فرقه فرقه ساختند .
سه طائفه در اسلام جعل روايت كردهاند
( در اينجا سه طائفه جعل روايت كردند )
يك دسته شروع كردند به اخذ صناعت حديث ، جعل و وضع مىكردند ، و حديث مىساختند ، و كذب و دروغ مىبافتند . سپس دستهء قُصَّاص و زنادقه پيدا شدند ، و ديگر اهل اخبار زمانهاى پيشين و دوران اوَّلين كه بسيار به احاديث خرافى مشابهت داشت . « 1 » در اعصار مختلفهاى شَوْب و فساد و خَلْط در حديث از اين گونه وجوه واقع شد :
امّا قُصَّاص ( داستانسرايان و قصّهگويان شبيه معركهگيران ) وجوه عامّهء مردم را به خود متوجّه و ملتفت مىكردند ، و با روايات منكَر و غريب و كِذْب جيب مردم را تهى مىنمودند و تلاش در كلّاشى داشتند . و معلوم است كه شأن عوام مردم آن
هامش
( 1 ) مانند اخبار يهود و اخبار مشابه آنها .