إجْتِثاث به معنى اقْتِلاع يعنى از بيخ بركندن است . گفته مىشود : جَثَثْتُهُ و اجْتَثَثْتُهُ يعنى قَلَعْتُهُ و أقْلَعْتُهُ . و جُثّ با ضمّه به زمين برآمده گويند مثل تپّه ، و جُثَّة به معنى شخص مشهود است . اين طور در « مفردات » آورده است .
و كلمهء خبيثه در مقابل كلمهء طيّبه مىباشد ، و لهذا بر سر آن نيز اختلاف كردهاند و هر گروهى آن را به معنائى تفسير كرده است كه در مقابل تفسير معناى كلمهء طيّبه قرار گرفته است .
و همچنين در معنى شجرهء خبيثه اختلاف نمودهاند . بعضى گفتهاند : مراد « حنظل » است ، و بعضى گفتهاند : « كَشُوث » مىباشد و آن عبارت است از گياهى كه بر خار و بر درخت مىپيچد نه در زمين ريشه دارد و نه بر روى خود برگ . و بعضى گفتهاند : مراد « سير » است و بعضى گفتهاند : مراد « درخت خار » و بعضى گفتهاند : « طَحْلَب » ( خزه ) مىباشد و بعضى گفتهاند « كُمْأة » است ( نوعى قارچ ) و بعضى گفتهاند : هر درختى كه ميوهء گوارا نمىدهد .
و در تفسير آيه سابقه ، حال اين اختلافات را دانستى ، و أيضاً دانستى آنچه را كه تدبّر نتيجه مىداد در معنى كلمهء طيّبه و آنچه را كه كلمهء طيّبه به آن مثال زده شده بود ، و آن نتيجه بعينه در مقابل آن يعنى در كلمهء خَبيثه و آنچه كه كلمهء خبيثه به آن مثال زده شده است بدون يك حرف كم و زياد مىآيد .
بنابر آنچه گفته شد : مراد از كلمهء خبيثه « كلمهء شِرك » مىباشد كه تمثيل به شجرهء خبيثهاى شده است كه مفروض آن است كه از روى زمين بركنده گرديده نه أصل ثابتى دارد و نه سكون و قرارى . و بنا به فرض چون خبيثه مىباشد جز ضرر و جز شرّ از آن اثرى تراوش نمىنمايد .
امّا گفتار خداوند تعالى :
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ
تا آخر آيه از آن چنين به دست مىآيد كه : « بالقول » متعلّق است به يُثَبِّتُ نه به آمنُوا ، و بآء هم براى آلت و يا براى سببيّت مىباشد نه از براى تعديه . و قوله :
« فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
أيضاً متعلق است به يثبّت نه به ثابت .