تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
حالا از إطلاق لفظ امام در زمان حيات آن مرحوم گذشته ، بعد از ممات نيز مىخواهند از اين لقب سوء استفاده كنند ، و به گفتار وى أبديّت ببخشند و فتاوى و آراء او را جاودانى كنند . اين طرز مشى ، غلط است . آرى در جرأت و بلندى همّت و استقلال فكر و از خود گذشتگى و نهايت‌نگرى و امثالها هر چه بخواهند بگويند و بنويسند كم است . او - رحمة الله عليه - حقّاً و حقيقةً در اين امور اسوه و الگو بود ، اما مثلًا در بازى شطرنج و آزادى موسيقى مبتذلانه كه صدا و سيما پخش مىنمود و أمثالهما ديگر نمىتوان به فتواى او ابديّت بخشيد . اين سَدِّ باب اجتهاد مىگردد ، و مانند سنّيها بالاخرة سر از وهّابيگرى در مىآورد . « آية الله خمينى » جايزالخطا بود . در فتوايش صحيح و سقيم وجود دارد . در صحيحش مأجور و در سقيمش امره الى الله . ما را توان آن نيست كه به فتواى وى ابديّت بخشيم ، و مانند رأى امام صادق عليه السلام كه معادل كتاب است تا روز قيامت بر آن استناد كنيم . ما با آن مرحوم ، سوابقى بس نيكو و درخشان داشتيم و در حيات او از ارائهء طريق و نصيحت به ائمّهء مسلمين دريغ ننموديم ، و در ممات او به ديدهء إعجاب نگريسته ، و طلب عفو و غفران ، و دعاى خير درباره‌اش مىنمائيم و در قنوت نمازهايمان مىگوئيم :
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
. « 1 » « بار پروردگارا بيامرز ما را و بيامرز برادران ما را : آنان كه در ايمان بر ما سبقت گرفتند ، و دربارهء مؤمنين در دل ما غِلّ و كدورتى قرار مده ! بار پروردگارا حقّاً و حقيقةً تو رئوف و مهربان هستى . » حقير نه براى عدم تواضع به مقام منيع ايشان ، بلكه به جهت حفظ آداب مكتب
هامش
( 1 ) آيه 10 از سورهء 59 : حشر .