تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
قضيّه فلسفى را گوش كند و بفهمد . هر نوع مسأله مربوط به حكمت چون براى حكيمان يا براى كسانى كه ذوق فلسفى دارند گفته مىشود ، بايد متّكى به دليل باشد و آن را به ثبوت برساند تا اينكه مورد قبول حكيمان قرار بگيرد . لذا در هر قضيّهء فلسفى بايد دليل يا دلائل وجود داشته باشد و هر مسألهء فلسفى با عقل انسان سروكار دارد و تا عقل آن را نپذيرد ، صحّت آن مسأله به ثبوت نمىرسد . « 1 » تا مىرسد به اينجا كه مىفرمايد : هر توضيحى كه راجع به مصلحت حقايق دين اسلام به عوام بدهند بدون فايده است . چون آدمى براى اينكه موضوعى را از لحاظ علمى بفهمد بايستى ناگزير مقدّمات علم را طى كرده باشد ، و گرنه چيزى نخواهد فهميد ، و شكافتن حقايق دين اسلام براى عوام با دليل ، يعنى توضيح علمى به آنها دادن . و توضيح علمى را كسى مىفهمد كه اگر عالم نيست مقدّمات علم را طى كرده باشد . و فراگرفتن علم محتاج اراده است ، و بايستى ارادهء فراگرفتن علم در كسى وجود داشته باشد تا اين كه او را وادار به تحصيل علم نمايد ، و اين اراده در عوام نيست و علّتش اين است كه يك مرد عامّى مىداند كه اگر شروع به تحصيل علم نمايد سالها خواهد گذشت بدون اين كه سودى عايدش بشود . اما اگر بجاى اين كه دنبال علم برود كشاورزى نمايد يا گوسفند يا شتر پرورش دهد استفادهء زياد خواهد كرد ، و براى استنباط نتائج معنوى كه علم عايد انسان مىكند امكان ندارد . پس همان بهتر كه افراد عوام فقط ايمان داشته باشند ، و از اصول و فروع دين اسلام همان را بدانند كه از ظواهر استنباط مىشود . « 2 » تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : جابر گفت : من افسوس مىخورم كه چرا
هامش
( 1 ) « مغز متفكّر جهان شيعه » ص 20 و ص 22 . ( 2 ) « مغز متفكّر جهان شيعه » ص 20 و ص 22 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 132 | السيد محمد حسين الطهراني