تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
سياهچالهاى زندان بغداد و بالأخره شهادت هر دو تن به واسطهء سمِّ جانكاه ، امر مىكنند تا مالِك بن أنس ، كتاب مسأله ( توضيح المسائل وقت ) بنويسد تا آن را با اجبار و اكراه در تمام جهان انتشار دهند .

جريان نگارش كتاب موطّأ مالك

ما دربارهء اين كتاب مسألهء دربارى كه به امر منصور صورت گرفت فقط به آنچه كه ابن قُتَيْبَهء دينورى در كتاب « الإمامة و السِّياسة » ذكر نموده است اكتفا مىكنيم و شايد با توجّه و دقت به خصوصيّات امر ، مسائل دگرى أيضاً در پيرامون آن براى خوانندهء گرامى روشن گردد : ابن قُتَيْبه گويد : در ابتداى عهد ابو جعفر منصور دوانيقى در مدينه هيجانى رخ داد . منصور پسر عمويش جعفر بن سليمان را برانگيخت تا فتنه و هيجان را خاموش كند ، و از مردم براى خلافتش مجدّداً بيعت بگيرد . وى وارد مدينه شد و براى مخالفين آتشى سخت برافروخت ، و شدَّت و غلظت نمود ، و بر جميع كسانى كه با سلطنت آنان مخالفت داشتند غلبه جست ، و مردم را به بيعت فراخواند . و چون مالك بن أنَس داراى منزلت فقهى بود بر او رشگ بردند و نزد جعفر بن سليمان سعايت نمودند كه وى فتوى داده است : چون تو مردم را با اكراه بر بيعت دعوت كرده‌اى ، سوگندهاى آنها بر بيعت استوار نيست ، و براى ايشان الزامى نمىآورد تا آن را نگه دارند ! و چنين معتقد بودند كه : او براى جميع اهل مدينه بدين فتوى گويا بوده است به واسطهء حديثى كه از پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلّم روايت نموده است كه : وى گفته است : رُفِعَ عَنْ امَّتِىَ الْخَطَأُ وَ النِّسْيانُ وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ . « خطا و فراموشى و كارهائى كه امَّت من از روى اكراه انجام دهند ، مؤاخذه و عذاب ندارد . » اين امر بر جعفر گران آمد ، و موجب نگرانى وى گرديد و ترسيد از آنكه مبادا ريسمان بيعتى كه محكم نموده است گسيخته گردد ، و تصميم گرفت تا مبادرت كند تا دربارهء مالك كارى را انجام دهد كه خداوند او را از آن در عافيت قرار داده بود ، و به حيات مالك بر مسلمانان نعمت نهاده بود . به جعفر گفتند : تصميمى دربارهء وى مگير ، زيرا او گرامىترين مردم است نزد