دادند ، علم دادند ، و از را مِحْبَرَهء ( دوات و مداد ) و قلم بر روى صفحات گستردهء كاغذ ، و ألواح چوبين ، و پوست و چرم حيوانات ، و برگ درختان نخيل و خرما ، و استخوانهاى كتف شتر و گاو و گوسپند ، گفتند و نوشتند و به أقطار عالم ، فروغ دانش را گسترانيدند .
قبل از آنكه وارد بحث در تدوين و تصنيف آل محمّد عليهمالسّلام گرديم ، اينك سزاوار است مطالبى نغز و دلكش را از عالِم نحرير : شيخ حسين بن عبدالصَّمد عزّالدّين حارِثى هَمْدانى عامِلى پدر عاليقدر شيخنا الأعظم بهاء الدِّين عامِلى كه در كتاب بديع و نفيس خود در اخلاق در باب كتابت نقل كرده است ذكر نمائيم و سپس وارد بحث گرديم :
استعارات و تشبيهات راجع به قلم و كتاب
وى گويد : بعضى از علماء در مدح كتاب گفتهاند : الْكُتُبُ بَسَاتِينُ الْعُقَلَاءِ .
« كتابها ، بستانهاى عقلاء مىباشند . » يعنى جميع مردم غير عاقل كه باغ و راغ و گلستان و بوستان را منحصر در زمينهاى كشتزار به گل و سنبل و ريحان و ارغوان مىپندارند ، براى عقلاء گردش در صفحات كتاب و تماشاى مطالب بديعه و متنوّعهء آن ، بوستان حقيقى و گلزار واقعى مىباشد .
و بعضى از بليغان گفتهاند : الْكِتَابُ وِعَاءٌ مَلِىٌّ عِلْماً ، وَ ظَرْفٌ مَلِىٌّ ظَرْفاً .
« كتاب ، گنجينهاى است كه از علم سرشار گرديده است ، و ظرفى است كه از أشياء نفيسه و تحفههاى بديعه و ظريفه پر شده است . »
و برخى از فصيحان گفتهاند : الْكُتُبُ أصْدَافُ الْحِكَمِ تَنْشَقُّ عَنْ جَوَاهِرِ الْكَلِمِ .
« كتابها صدفهائى هستند كه در درون خود مرواريد حكمتها را مىپرورند ، و چون آن صدفها شكافته گردند ، جواهرات ذىقيمت أقوال و سخنان و گفتار ذىقيمت را تحويل مىدهند . »
و أيضاً برخى از آنان گفتهاند : الْكِتَابُ بُسْتَانٌ يُحْمَلُ فِى رُدْنٍ ، « 1 » وَ رَوْضَةٌ تُقْلَبُ فِى
هامش
( 1 ) در « اقرب الموارد » گويد : الرُّدْن با ضمّهء راء ، بيخ آستين است و عرب عادتش اين بود كه