جهان حكم خاصّى دارد ، رودخانهها و درياها و اقيانوسهايش هر كدام داراى اندازه و سعه و حكم مخصوص و آب متفاوتى مىباشد .
اين اختلاف طبعى و طبيعى ، جهان را قائم و استوار نموده است ، و هر آينه همه چيز اگر بنا بود يكسان و هم شكل و هم رنگ و هم اندازه و هم حرارت و دما گردد ، ديگر يك لحظه اين جهان پايدار نبود ، و دو دستى با دست خود جام مرگ را مىنوشيد ، و عالم در فنا و عدم و هلاكت فرو مىرفت .
قرآن و دعا و هر كتاب الهى نيز اين چنين مىباشد ، زيرا از برداشت نفوس و ارواحى كه در جهان سراسر اختلاف ، و زير سپهر نيلگون ، و آسمان سپيد و قرمز و طلائى زندگى مىكنند ، أخذ گرديده است .
اگر شما بخواهيد مثلًا قرآن كريم و مجيد را به صورت مباحث موضوعى و مطالب دستهبندى شده گرد آوريد ! آيات احكام از ارث و نكاح و طلاق را در يك جا ، آيات راجعه به عبادات همچون حجّ و صلوة و صيام را در يك جا ، آيات راجع به مدنيّت از بيع و دَيْن و رهن را در يك جا ، آيات توحيديّه و معارف الهيّه را در يك جا جمعآورى نمائيد ، ديگر اين قرآن ، قرآن نيست . قرآن كريم و مجيد نمىباشد ، داراى صفت مَجْد و كرم نمىگردد . در آن عنوان
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 1 » صدق نمىكند .
كتابى كلاسيكى خواهد شد مانند ساير كتب . عنوان معجزه ندارد . عنوان خلود و أبديّت ندارد . به بشر خداجو ، روح نمىبخشد ، جان نمىدهد ، جان پرور نمىباشد .
محمّد على فروغى مردى دانشمند بود ، و از كتاب « سير حكمت » وى در اروپا و تصحيح و تعليق برخى از كتب ، مشهود است كه درس خوانده بوده است . ولى اين مرد در زمان رضا خان پهلوى علمدار و شاخص استعمار انگلستان در ايران بود و به قدرى به تابع و متبوع ، به رضا خان و به استعمار انگلستان كمك كرد كه حقّاً بايد در
هامش
( 1 ) آيه 79 از سورهء 56 : واقعه : « قرآن را مسّ نمىكنند مگر پاكشدگان » .