العلماء » « 1 » و شاگرد علّامهء مجلسى ، و معاصر صاحب وسائل گرد آورده است ، و در آن آنچه را كه صحيفهء معاصرش از آن خالى بوده است جمع نموده است ، و لسان حالش مىگويد : كَمْ تَرَكَ الْمُعَاصِرُ لِلْمُعَاصِرِ . « چه بسيار از علومى را كه در زمان واحد كسى به دست نمىآورد ، و براى هم عصرش باقى مىگذارد . »
و همچنين برخورد كردم بر صحيفهء رابعهاى كه آن را فاضل متبحّر متتبّع مطّلع معاصر : آقا ميرزا حسين بن محمّد تقى طبرسى نورى مجاور در سامرّاء و پس از آن
هامش
( 1 ) مرحوم آية الله امين در تعليقه گويد : آن كتابى است در رجال و تراجم كه به « رياض العلماء و حياض الفضلاء » مسمّى نموده است . در آن احوال علماء ما را از زمان غيبت صغرى تا زمان خودش كه سنه 1119 بوده است در ده مجلّد ذكر نموده است و از مسودّه به مبيضّه انتقال نيافته بوده است . و على الظاهر كتاب نفيسى مىباشد . اكثر علمائى كه پس از وى در اين باب تصنيف كردهاند از آن استفاده و استعانت نمودهاند . او داراى مصنّفات كثيره دگرى نيز مىباشد و داراى تعليقاتى نيز هست و ليكن همگى تلف شده است و ميان او و شريف مكّه تنافرى پيدا شد در حجاز . او به قسطنطنيّه رفت و به سلطان تقرّب جست تا موفّق شد كه سلطان ، شريف مكّه را عزل نمايد و ديگرى را بجاى او نصب كند . و از همان روز ، معروف شد به أفندى . و أقول : اينك به حمد الله و المنّة پنج جلد از ده جلد « رياض العلماء » با مساعى جميلهء حضرت حجة الاسلام آقا سيد احمد حسينى ادام الله معاليه به طبع رسيده است و پنج ديگر تا به حال مفقود الأثر مىباشد و معلوم نشده است كه در زاويهاى از جهان در مكتبهاى وجود دارد يا نه ؟ ولى اين كتاب در احوالات خاصّه و عامّه است . از جلد اول تا پنجم ترجمه علماى خاصّه و از جلد ششم تا دهم ترجمه علماى عامّه مىباشد . و مع الأسف از هر يك از پنج جلد خاصّه و عامّه مجلّداتى ضايع گرديده است از خاصه دو مجلد و از عامه سه مجلد . و پنج جلد فعلى مطبوع سه تاى آن درباره خاصه و دو ديگر آن درباره عامه مىباشد . و از امتيازات اين كتاب بر بقيّه كتب تراجم اين است كه مؤلّف فقط اتّكال بر مجرد نقل از مصادر رجاليّه و كتب تراجم و شرح احوال ننموده است بلكه نصف عمرش را در مسافرت به سوى بسيارى از شهرها و ملاقات علماء و اعيان و تحقيق در كتب مختلفه و مؤلّفات كرده است . و ازاينجهت است كه وى را چنين مىيابى كه نكات دقيقهاى را از موضوعات علميه متفاوتى استخراج مىكند كه أبداً ربطى به كتب تراجم و احوال رجال ندارد ، و يا آنكه مشاهدات خود را در قريهاى از قراى دور دست تدوين مىنمايد تا شاهد صدق و تأييدى براى منويّات و مقاصد وى باشد ، و يا از عالمى يا شخصيّتى گفتگو مىكند كه چه بسا شخصيّت علمى هم نبوده باشد تا از بحث در آن خفايائى و مبهماتى از زواياى تاريخ كشف گردد .