پس از اين مقدارى از أدعيه را از مصادر مختلف حتّى بعضى از أدعيهء شعريّه را كه به آن حضرت نسبت داده شده است و از جهت عربيّت و أدبيّت ضعيف مىباشد ذكر نموده است « 1 » و در پايان كتاب گويد :
اين آخرين موردى بود از آنچه كه در جمع أدعيهء سجّاديّه اراده نموده بوديم - عَلَى مُنْشِيهَا ألْفُ سَلَامٍ وَ تَحِيَّةٍ - كه از آن دو صحيفهء كريمه كه متمّم صحيفهء مباركهء معروفه بودند ، ساقط گرديده بود .
و ما اشاره به مأخذ آنها نموديم ، و اساتيدى را كه بر طريق روايت آنها دست يافتيم ذكر نموديم و غالب آنها بلكه همگى آنها - إلَّا مَا شَذَّ مِنْهَا - از كتب معتبرهء مُعَوَّلَةٌ عَلَيْهَا مأخوذ گرديده است .
عليهذا نبايد بر ما ايراد شود ايرادى را كه صاحب صحيفهء ثالثه بر صاحب ثانيه نموده بود از عدم ذكر مأخذ و خارج بودن مذكورات او از حدّ مَسانيد . و غرض او طعنه بر بعضى از أدعيهء او بود كه ذكر نموده بود ، در حالى كه از براى آنها در كتب اصحاب عين و أثرى نبود ، مانند مُنَاجَاتِ خمسهء عشر ، و گرنه اغلب أدعيهاى را كه آورده بود ، در كتب معروفه مذكور بود .
و پنهان نماند كه اگر اين مثل معروف نبود : كَمْ تَرَكَ الأوَّلُ لِلآخِرِ . « چه بسيار از
هامش
ريزه و بسيار خفى در بنات النّعش صغرى ( منتهى الارب ) . ستارهاى است در نهايت خردى نزديك كوكب دوم از دو كوكب ذنب دبّ اكبر ، و نور چشم را بدان امتحان كنند .
و أيضاً در همين لغت نامه ج 32 ص 186 و ص 187 آورده است : فرقدان [ فَ قَ ] فرقدين دو ستاره درخشان در صورت دبّ اصغر و آن را به فارسى دو برادران گويند ( يادداشت به خطّ مؤلّف ) . و بدان دو در مساوات و عدم مفارقت مثل زنند و يكى را « أنور الفرقدين » و ديگرى را « أخفى الفرقدين » نامند ( يادداشت به خطّ مؤلّف ) . دو كوكب نزديكاند در شمار كواكب بنات النّعش ( صبح الاعشى قلقشندى ج 2 ، ص 164 ) .
( 1 ) از باب مثال دعاى ص 25 كه آن را بنابر نقل از كتاب « سعادات » ذكر كرده است ، و دعاى ص 27 را كه از خطّ بعضى از فضلاء آورده است و أدعيه شعرى او را كه در ص 143 به بعد ذكر نموده است و مرحوم امين در صحيفه خامسه آنها را از جهت عربيّت محكوم مىنمايد .