كرده است يافت مىگردند .
و نظير اين پندار و گمان ، گمان و پندارى است كه وى أيضاً در كتاب دگرش مسمّى به : « جَوَاهِر السَّنيِّة فِى جَمع الأحاديث القُدسيّة » كه اخت القرآن است نموده است . به علّت آنكه او معتقد گرديده است كه : به جميع احاديث قدسيّه احاطه پيدا كرده است و كسى در اين امر نيز بر او تقدّم نداشته است . و ليكن هر دو نوع اين پندار و اعتقادها مجرّد وَهْم و خيال مىباشد . چرا كه بعضى از اصحاب پيش از وى به مانند تأليف او تأليف كردهاند و از احاديث او ، بيشتر آوردهاند و معذلك نه آن و نه اين شيخ معاصر به جميع آنچه وارد شده است احاطه پيدا ننمودهاند كَمَا لَا يَخْفَى عَلَى مَنْ تَتَبَّعَ وَ تَأمَّلَ وَ أعَادَ وَ أنْعَمَ النَّظَرَ وَ أجَادَ . « 1 »
و علّامه شيخ آقا بزرگ طهرانى قدس سرُّه عليه پس از معرّفى اين صحيفه مىفرمايد : بعضى از افاضل معاصرين براى من نقل كردند كه : او اطّلاع يافته است بر « صحيفهء ثانيهء سجّاديّه » كه اثر جمعآورى شيخ محمّد بن على حرفوشى معاصر شيخ حرّ و متوفّى پيش از وى به بيشتر از چهل سال بوده است .
و عليهذا بايد صحيفهء شيخ حرّ را ثالثه ، و ما بعدش را رابعه دانست و هكذا . « 2 » و شايد مراد صاحب رياض در « صحيفة ثالثه » آنجا كه گفتار شيخ حرّ را در عدم سبقت احدى به تدوين صحيفه بر او ردّ مىكند ، همين صحيفهء حرفوشى بوده باشد .
محدّث جزائرى در اوّل شرح ملحقات صحيفه گويد : شيخ حرّ چون از أدعيهء امام سجّاد عليه السّلام جمع كرد مقدارى را كه به قدر خود صحيفه شد ، آن را « اخت الصَّحيفة » نام نهاد ، همچنانكه چون جمع نمود احاديث قدسيّه را آن را « أخ القرآن »
هامش
( 1 ) الصَّحيفة الثالثة السجّاديّة . از « منشورات مكتبة الثقلين القرآن و العترة » ص 5 تا ص 8 .
( 2 ) و بنا بر نسخهء خطّى صحيفهء حقير كه به ملحقات ملّا محمّد تقى زيابادى مزيّن است و طبعاً صحيفه ثانيه مىباشد بايد صحيفهء شيخ حرفوشى را ثالثه ، و صحيفهء شيخ حرّ عاملى را رابعه گرفت و هكذا .