تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
نمود ، از هر ناحيه‌اى كه بدان نظر افكنى ، و از هر وِجْهه و جانبى كه بدان اتّجاه يا بى اگر از روى تأمّل باشد ، درسها و عبرتها و اسرار و حكمتهائى را به تو مىآموزد كه انديشه‌هاى انديشمندان در برابر آن خاضع گرديده است ، و در محراب عظمت و ابَّهَتَش افكار و عقول سر بر زمين سجده فرود آورده است . واقعهء طَفّ و شهادت سيّد الشّهداء و اصحاب وى در آن سرزمينها ، كتابى است مشحون از آيات روشن و موعظه‌هاى بليغه ، بنابراين مثال آن :
كَاْلبَدْرِ مِنْ حَيْثُ الْتَفَتَّ وَجَدْتَهُ * يُهْدِى إلَى عَيْنَيْكَ نَوراً ثَاقِباً
« مانند ماه شب چهاردهم مىباشد كه از هر جا به آن نگاه كنى آن را چنان مىيابى كه به دو چشمان تو نور روشن مىدهد . » يا آنكه :
كَالشَّمْسِ فِى كَبِدِ السَّمَاءِ وَ نُورُهَا * يَغْشَى الْبِلَادَ مَشَارِقاً وَ مَغَارِبَا
« مانند خورشيد است در وسط آسمان كه نورش تمام نواحى و أكناف را چه مشرق و چه مغرب زير پوشش خود دارد . » يا آنكه :
كَاْلبَحْرَ يَمْنَحُ لَلْقَرِيبِ جَوَاهِراً * غُرَراً وَ يَبْعَثُ لَلْبَعِيدِ سَحَائِبَا
« مانند درياست كه به افراد نزديك جواهر قيمتى عنايت مىكند ، و براى دور دستان ابرهاى بارش رحمت را گسيل مىدارد . » اين دنيا با شهوات آن و لذائذ آن و زينتها و زخارف آن كه بشر براى به دست آوردن آن تكالُب ، و همچون سگان براى وصول بدان سبقت دارد ، و در كشتارگاهِ روزانهء جميع مردم ، همهء مردم يكى پس از ديگرى سقوط مىكنند ؛ اين دنيائى كه هر يك از افراد مردم آن را معبود و خداى خود قرار داده است و خود را بندهء او پنداشته است ، و بندهء كسانى كه چيزى از امور دنيا در دست اوست ، و بنابراين دنيا با ايشان بازى كرده است و ايشان با دنيا بازى كرده‌اند ؛ اين دنيائى كه با مجموعهء شهواتش ، خداوند - جلّت عظمته - به تمام آن ، با اين