زين العابدين روايت مىنمايد .
و چون نوبت امامت به امام صادق رسيد مردم را بر تدوين علم برانگيخت و تشويق و ترغيبى بليغ نمود ، موضوع آن علم هر چه بوده باشد : دينى يا دنيوى . فقه عبادات يا معاملات يا علوم تطبيقيّه ؛ و پيوسته مىگفت : الْقَلْبُ يَتَّكِلُ عَلَى الْكِتَابَةِ . « دل اعتمادش به نوشتن است . »
و خود آن امام علوم را بر تلاميذش املاء مىكرد ، و براى آنان دوات و كاغذ مىآورد و مىگفت : اكْتُبُوا فَإنَّكُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتَّى تَكْتُبُوا . « بنويسيد ، به علّت آنكه شما حفظ نمىگرديد مگر زمانى كه بنويسيد . »
و سفيان ثَوْرى از وى تقاضا كرد تا حديث خطبهء رسول الله را در مسجد خَيْف روايت كند و از وى اميد داشت تا او امر كند تا براى سفيان كاغذ و دوات بياورند و سفيان ثبت نمايد .
امام صادق امر كرد تا آوردند و سپس املاء نمود : بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحيمِ . خُطْبَةُ رَسُولِ اللهِ فِى مَسْجِدِ الخَيْفِ : نَضَّرَ اللهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِى فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ !
يَا أيُّهَا النَّاسُ ! لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ ! فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَيْسَ بِفَقِيهٍ . وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إلَى مَنْ هُوَ أفْقَهُ مِنْهُ .
« به اسم خداوند كه داراى صفت رحمانيّت و رحيميّت است . خطبهء رسول خدا در مسجد خَيْف : خداوند شاداب و خرّم گرداند بندهاى را كه كلام مرا بشنود و آن را حفظ كند و برساند آن را به كسى كه كلام من به وى نرسيده است .
اى مردم ! واجب است هر كس از شما حضور دارد آن را برساند به كسى كه حضور ندارد ؛ چرا كه چه بسيار ، بَرَنده و روايت كنندهء فقهى وجود دارد كه خودش داراى فقه و درايت روايت نمىباشد . و چه بسا ، بَرَنده و روايت كنندهء فقه و علمى وجود دارد كه آن را به سوى كسى كه از او أفقه و أعلم است مىبرد و براى او روايت مىنمايد . »
و عبد الله حَلَبى كتابى نوشت و آن را بر امام صادق عرضه داشت ، و حضرت آن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠