دادن فرزند ) همگام و همرأى شويد . »
گفته شده است : در تفسير اين آيه آمده است كه : معروف به معنى لباس و روپوش مىباشد كه مرد بايد به زن عطا نمايد . و نبايد مرد در نفقهء زنى كه بچهء او را شير مىدهد كوتاهى كند در صورتى كه آن زن ، مادر بچّه بوده باشد . چون مادر بچه به بچهء خود مهربانتر است از دايه .
در اين صورت حقّ هر يك از مرد و زن به همديگر آن مىباشد كه دربارهء طفل به طور معروف و شايسته همفكرى و همكارى به عمل آورند .
بارى منظور از اين استشهادات لغويّه آن است كه دانسته شود : لفظ عُرْف و معروف در لغت چيز نيكو و پسنديده است . و چون عرف عامّ حقّ تأليف و ترجمه را عرف و معروف مىداند ، بنابراين به آيه :
وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ
: و آيه :
وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ *
مىتوان استدلال بر مشروعيّت حقّ التّأليف و التّرجمة و الصّناعة و الْحِرْفَة نمود .
اگر كسى بگويد : اين عرفيّت و معروفيّت امروز كافى بر مصداقيّت براى عرفيّت زمان شارع نمىباشد ، و تا ثابت نشود عرفيّت در آن زمان ، استدلال به اين آيات مشكل است .
پاسخش آن است كه : موضوعات عرفيّه از عرف گرفته مىشود ، و ربطى به شرع ندارد . مثلًا در آيه
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
« 1 » شما چه مىگوئيد ؟ !
غير از اين مىگوئيد : در هر زمان و در هر مكان ، موضوعى تحقّق پيدا كند كه بر آن عنوان بيع صادق آيد ، حكم أحَلَّ اللهُ آن را شامل مىگردد ؟ همين طور در موضوع عرف و معروف نيز چنين است . پس در هر زمان و در هر مكان در بين مردم حادثهاى پديد آيد كه مردم آن را معروف و نيكو دانند ، و خلاف آن را منكَر و زشت بشمار آورند ، به حكم قرآن بايد آن را مراعات كنند و آن را لازم و نيكو بشمارند ، و از مخالفت با آن پرهيز نمايند .
هامش
( 1 ) آيه 275 از سوره 2 : بقره .