الْقِيَمَةِ « 1 » .
« فرمود : علم به آنچه در شب و روز حادث مىشود ، أمرى پس از امر ديگرى ، و چيزى پس از چيز ديگرى تا روز قيامت . »
[ بيان علّامهء مجلسى ( ره ) دربارهء جفر ]
در اينجا مجلسى با بيان خود بدين گونه بعضى از مواضع مُبْهَم در اين حديث را مبيّن مىدارد :
بيانٌ : شايد بر كنار زدن پرده براى مصلحت بوده است ، يا براى آنكه آن حالت از احوالى بوده است كه در آن براى آنها علم به بعضى از اشياء حاضر نبوده است « 2 » . و نَكْت به معنى به زمين زدن چوبى است كه در آن اثر كند . و كلام حضرت در استيذان از او دلالت دارد بر آنكه : إبْرَاءِ مَا لَمْ يَجِبْ فايده دارد . وَ كَأنَّهُ مُغْضِبٌ يعنى حضرت فشار شديدى به وى دادند گويا فشار كسى كه در حال غضب است . و چه مىدانند جفر چيست ؟ ! يعنى نمىدانند : جَفر كوچك است به قدر پوست گوسپند يا بزرگ است بر خلاف عادت به قدر پوست شتر ؟ و گويا اشاره باشد به آنكه بزرگ
هامش
( 1 ) همين مصدر از طبع كمپانى ص 284 ، و از طبع حيدرى ص 83 و ص 39 ، حديث 70 ؛ و « بصائر الدّرجات » ص 41 و ص 42 . و سيّد عليخان مدنى شيرازى در « رياض السّالكين » از طبع رحلى سنهء 1317 در ص 14 ، و از طبع جامعة المدرّسين ج 1 ، ص 110 و ص 111 ، پس از تحقيق جالبى دربارهء كيفيّت تعلّم علوم ائمّه عليهمالسَّلام كه عبارت بوده است از متابعت دستوارت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلّم در مجاهدات و رياضات با وجود صفاى باطن و غريزهء طاهرهء آنها كه در نتيجه مستقيماً از جانب خدا بدون مدخليّت رسول الله افاضه ميگردد ، اين روايت مرويّهء از ابو بصير را كه ما در اينجا مفصّلًا از « بحار الانوار » از « بصائر الدرجات » نقل كرديم او أيضاً از ثقة الإسلام كلينى ( كافى ، ج 1 ص 238 ، حديث 1 ) حكايت مىكند در ذيل عنوان تنبيهٌ كه آن تحقيق ما دربارهء علوم لدنّى اهل بيت منافات ندارد با آنچه از آنها عليهمالسَّلام روايت شده است كه : نزد آنان علم جفر و جامعه و مصحف فاطمه عليهاالسَّلام بوده است و در آنها علومى منطوى بوده است كه غير از ايشان كسى نمىدانسته است و در آنها علم جميع ما يحتاج و علم ما كان و ما يكون موجود بوده است ؛ زيرا كه علومشان عليهاالسَّلام منحصر به آنها نبوده است ، بلكه علومشان از لدنيّهء و كشفيّه چيزهائى بوده است كه غير از محتويات علوم وارده در اين كتب بوده است .
( 2 ) بدون شك براى آن بوده است كه به أبو بصير نشان دهند كسى در اين اطاق نيست كه كلام تو را بشنود ؛ بنابراين با خيال راحت هر چه را خواهى بپرس !