آبشخوار علم و معرفت و عقل و درايت مىرسد . اين است مفاد اين حديث در خليفه قرار دادن آنان را در مقارنت قرآن كريم كتاب وحى آسمانى ، نه تنها مفاد آن كه نصب خليفه و امام از جهت امارت و حكومت و رياست بر قاطبه مردم باشد .
تمام فِرَق عامّه چه در اصولشان از اشاعره و معتزله ، و چه در فروعشان از حنابله و احناف و مالكيّه و شافعيّه و يا فرق دگرى كه بر افتادهاند و يا كم و بيش وجود دارند همچون ظاهريّه ، مذهبشان در عقائد و اصول كه تابع اشعرى هستند و در فروع ، دچار خلل و اشكال است ، زيرا بدون حجّت مىباشند .
ما در اينجا نمىخواهيم بگوئيم رؤساى آنان اهل دنيا و خائن بودهاند و يا فاسق و معصيتكار ، و يا جاهل و نادان ، بلكه مىخواهيم بگوئيم با فرض آنكه آنها از جهت ورع و تقوى ، و از جهت زهد و بى اعتنائى به زخارف دنيا ، و از جهت اطلاع هم در مقام عالى جاى داشته باشند ، با وجود اين ، تمسّك به آنان و به عقائدشان و آرائشان بدون دليل و حجّت است . نه كتاب خدا گفتارشان را حجّت كرده است ، و نه سُنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله .
امّا حديث ثَقَلَيْن كه مؤيّد كتاب خداست ، گفتار ائمّهء اثنا عشر شيعه را حجّت كرده است ؛ و تبعيّت شيعه در عقائد و معارف و اصول دين و فقه و قوانين و احكام از اين امامان طبق حديث ثقلين است كه عامّه از آن اعراض نمودهاند .
ما مىگوئيم : همانطور كه امروز نمىتوانيم از حضرت موسى و عيسى تبعيّت كنيم با آنكه رسول خدا بودهاند ، و نمىتوانيم دستورات تورات و انجيل را گرچه فرضاً صحيح و درست باشد به كار بنديم ، زيرا حجّت براى ما نيستند ، پيغمبريشان و كتابشان نسخ شده است و حتماً بايد از محمّد بن عبد الله صلّى الله عليه و آله و كتابش قرآن كريم تبعيّت كنيم چونكه حجّت داريم ، همين طور نمىتوانيم از غير ائمّه اثنا عشر پيروى كنيم ، و معارف و فقه و تفسير و اخلاق و ساير امور معارف و فرهنگ را از غير ايشان أخذ كنيم ، چون حجّت بر گفتار آنان اقامه شده است ، و حجّت بر پيروى قول غيرشان نداريم .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 444
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٤٤