تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
آخرين خطبه‌اى كه پيمبر خواندند و پس از آن خطبه‌اى نخواندند ، و دعوت به ثَقَلَين : كتاب و عترت يعنى اهل بيت كردند ، و عُمَر به صورت غضب برخاست و گفت : اى رسول خدا اين براى جميع اهل بيت توست ؟ ! پيغمبر فرمود : لَا ، وَ لَكِنْ أوْصِيائِى مِنْهُمْ : أخِى وَ وَزِيرى وَ وارثِى وَ خَلِيفَتِى فِى امّتِى وَ وَلِىّ كُلّ مؤمِنٍ بَعْدِى ؛ هَذَا أوّلُهُمْ وَ خَيْرُهُمْ ، ثُمّ وَصِيّى ابْنِى هَذَا - وَ أشَارَ إلَى الْحَسَنِ - ثُمّ وَصِيّهُ هَذَا - وَ أشَارَ إلَى الْحُسَيْنِ - ثُمّ وَصِىّ ابْنِى سَمِىّ أخِى ، ثُمّ وَصِيّهُ سَمِيّى ، ثُمّ سَبْعَةٌ مِنْ وُلْدِهِ واحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ حَتّى يَرِدُوا عَلَىّ الْحَوْضَ ، شُهَداءُ اللهِ فِى أرْضِهِ وَ حُجّتُهُ عَلَى خَلْقِهِ ، مَنْ أطَاعَهُمْ أطَاعَ اللهَ ، وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللهَ - الخطبة . « 1 » « نه ، و ليكن فقط در ميان ايشان اوصياى من هستند كه با كتاب خدا مفارقت ندارند و خليفه من مىباشند : برادرم و وزيرم و وارثم و خليفه‌ام در امّتم و ولىّ و صاحب اختيار هر مؤمن بعد از من ، اين اوّل آنها و بهترين آنهاست ، و سپس وصىّ من اين پسرم - و اشاره كرد به حسن - و سپس وصىّ او اين - و اشاره كرد به سوى حسين - و سپس وصىّ پسرم كه همنام برادرم مىباشد ، و سپس وصىّ او كه همنام من است ، و پس از او هفت نفر از اولاد او يكى بعد از ديگرى تا بر من در كنار حوض وارد شوند . ايشانند شهداى خداوند در روى زمين او و حجّت او بر خلق او ، كسى كه فرمانشان را ببرد فرمان خدا را برده است ، و كسى كه سرپيچى كند سرپيچى از خدا كرده است » تا آخر خطبه . « 2 » و امّا دستهء سوم از روايات آنهائى كه اسامى و يا القاب يكايك از امامان عليهم السلام را از رسول خدا صلّى الله عليه و آله بيان مىكند از عامّه و خاصّه :
هامش
( 1 ) « كتاب سليم » ص 190 . ( 2 ) بايد دانست كه اين روايت با روايت پيشين مروى از « فرائد السمطين » تكرارى نيست . آن خبر در احتجاج أمير المؤمنين عليه السلام در مجلس شورى است ، و اين خبر در جنگ صفّين و ورود ابو هريره و ابو درداء ، و در « كتاب سليم » هم در دو جا بيان شده است و به لحاظ حفظ اصل مطلب ، ما هم در دو مقام ذكر نموديم و ترجمه‌اش را هم آورديم .