تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

مورد يازدهم : شهادت حَسن بَصرى است در لزوم تمسّك به حديث ثقلين

ابن ابى الحَدِيد در « شرح نهج البلاغة » آورده است كه ناقدى روايت كرده است كه : سُئِلَ الْحَسَنُ الْبَصْرِىّ عَنْ عَلِىّ عليه السلام وَ كَانَ يُظَنّ بِهِ الانْحِرَافُ عَنْهُ وَ لَمْ يَكُنْ كَمَا ظُنّ فَقَالَ : مَا تَقُولُ فِيمَنْ جَمَعَ الْخِصَالَ الأرْبَعَ : ايتِمَانُهُ عَلَى بَرَاءَةٍ ، وَ مَا قَالَ لَهُ مِنْ غَزَاةِ تَبُوكَ ، فَلَوْ كَانَ غَيْرُ النّبُوّةِ لَاسْتَثْنَاهُ ، وَ قَوْلُ النّبِىّ صلى الله عليه و آله : الثّقَلَانِ : كِتَابُ اللهِ وَ عِتْرَتِى ؛ وَ إنّهُ لَمْ يُؤَمّرْ عَلَيْهِ أمِيرٌ قَطّ وَ قَدْ أمّرَتِ الامَرَاءُ عَلَى غَيْرِهِ . « 1 » « از حسن بصرى پرسيدند : نظريهء تو دربارهء على چيست ؟ زيرا گمان انحراف از على عليه السلام دربارهء وى مىرفت ، و اين طور نبود و آن گمان درست نبود . حسن بصرى در پاسخ گفت : چه مىگوئى دربارهء كسى كه چهار خصلت در او گرد آمده است : رسول خدا او را بر ارسال سورهء برائت امين شمرد ، و آنچه را كه در جنگ تبوك دربارهء او گفت ، و اگر على غير از نبوّت با رسول خدا تفاوتى داشت آن را رسول خدا استثنا مىنمود ، و گفتار پيغمبر صلّى الله عليه و آله درباره ثَقَلان : كتاب الله و عترت من ، و ديگر آنكه در تمام دوران نبوّت در جنگها كسى را امير بر او قرار نداد ، در حالى كه اميرانى را بر غير على امير گردانيد . » بارى تا اينجا در اين بحث ، سخن ما را جمع به موارد عديدهء صدور و مواضع و مواقع كثيره احتجاج و استشهاد به اين حديث مبارك بود . اينك بايد بحثى به نحو اختصار در سند و دلالت و مُفاد آن بنمائيم و به عبارةٍ اخْرَى از جهت بحث كلامى پيرامون آن سخنى داشته باشيم .

بحث در سند و دلالت حديث ثقلين

با آنچه تا به حال از كيفيّت صدور و روايت جمعى كثير از اصحاب رسول الله صلّى الله عليه و آله و تابعين ، و تنها يكصد و هشتاد و هفت نفر از اساطين و اعلام علماى عامّه ، و
هامش
( 1 ) « غاية المرام » ص 217 ، حديث شماره 34 از عامّه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 401 | السيد محمد حسين الطهراني