اشْهَدْ . ثُمّ قَالَ : إنّكُمْ مَسْئُولُونَ فَلْيُبَلّغِ الشّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ ! « 1 »
« اى مردم ! پس از من به كفر ديرينهء جاهلى بازگشت نكنيد كه گمراه و گمراه كننده شويد و بعضى از شما مالك امر و نهى و اختيار ديگرى شده و وى را در تحت حكومت و امارت خويشتن درآورند . من حقّاً و تحقيقاً در ميان شما دو چيز ارزشمند و نفيس را به عنوان خليفه به يادگار باقى گذاشتم كه مادامىكه به آن تمسّك جوئيد گمراه نمىشويد : كتاب الله و عترت من كه اهل بيت من هستند ! آيا اى مردم من رساندم و تبليغ كردم ؟ ! گفتند : آرى ! گفت : بار خدايا تو گواه باش ! سپس گفت : حقّاً شما مسؤول مىباشيد ، بنابر اين بر حاضرين از شما فرض است كه به غائبين برسانند ! »
قُنْدوزى از تِرمذى در باب مناقب اهل بيت با سند متّصل خود از جابر بن عبد الله انصارى روايت مىكند كه گفت : من رسول خدا صلّى الله عليه و آله را در حجّة الوداع در روز عرفه ديدم كه بر ناقه قصوى سوار بود و خطبه مىخواند و شنيدم كه مىفرمود : أيّهَا النّاسُ ! إنّى تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إنْ أخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلّوا : كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَيْتِى ! قندوزى گويد : ترمذى گويد : و در اين باب از ابو ذر و ابو سعيد و زيد بن ارقم و حُذَيفة بن اسَيد روايت است . « 2 » ، « 3 »
و قندوزى با تخريج سيّد ابو الحسين يحيى بن حسن در كتاب خود « أخبار المدينة » از محمّد بن عبد الرحمن بن خلّاد ، از جابر بن عبد الله پس از آنكه وصيّت رسول الله را در مرض موت بر منبر در تمسّك به ثَقَلَيْن روايت كرده است مىگويد : و
هامش
( 1 ) « تاريخ » يعقوبى ، ج 2 ، ص 111 و 112 .
( 2 ) « ينابيع المودّة » ص . 30 و قندوزى گويد : ايضاً اين حديث را محمّد بن على حكم ترمذى در كتاب خود « نوادر الاصول » با همين عبارت تخريج كرده است . در « ينابيع المودّة » همين طور است ولى ظاهراً « حكيم » صحيح است .
( 3 ) أبو الفداء ابن كثير دمشقى در تفسير خود در ذيل آيه مباركه مودّت عين گفتار ترمذى را مَتْناً و سنداً آورده است .