چون به سوى خدا بروند قرآن با آنهاست و در روز قيامت كه وارد حوض شوند قرآن با آنهاست . « 1 »
نكته جالب در اين خبر آن است كه مىفرمايد : هُمَا حَبْلُ اللهِ مَمْدُودٌ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللهِ عَزّ وَ جَل . « آن دو تا ، كتاب و اهل بيت ، ريسمان خدا هستند كه بين شما و خدا كشيده شده است . » يعنى همانطور كه قرآن از خداست براى خلق خدا ، و كلام خداست كه از عالم تجرّد است براى شما آدميان از عالم طبيعت ، و بنابر اين ريسمانى است كه از آنجا تا به اينجا كشيده شده است ، همين طور عترت رسول خدا ، از خدا هستند و كلمهء تكوينيّهء الهيّه او هستند از عالم تجرّد براى شما آدميان مغمور در عالم حسّ و شهادت ، و ريسمان معنوى و حقيقى و واسطهء فيض از خدا به خلق خدا ، و هدايت خلق خدا به سوى خدا ، به امر ملكوتى خدا مىباشند .
و اين عين معنى و مراد از ولايت كليّه و سيطرهء تكوينى و وجودى آن ذوات مقدّسه بر جميع عوالم وجود است . و بودن قرآن را با آنها ، و آنها را با قرآن ، در هر عالمى از اين عوالم مىرساند ، به طورى كه فرضاً اگر بخواهيم قرآن را در نقطهاى از نقاط بدون آنها بيابيم أصلًا چنين قرآنى نداريم ، و اگر آنها را در موطنى از مواطن بدون قرآن بيابيم اصلًا چنين امامى نداريم .
روى اين منطق ، گفتار عِنْدَكُمُ الْقرآنُ ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللهِ ( در نزد شما قرآن وجود دارد كتاب خدا ما را كافى است ) خلاف ضرورت عقل و پايههاى قويم شرع مبين است . كتاب الله منهاى عترت رسول الله كتاب الله منهاى كتاب الله . چون كتاب الله كلام و سنّت رسول الله را حجّت كرده است ، و گفتار رسول الله است كه به كتاب الله زبان گشوده است . وجوب اتّباع و عمل به كتاب الله نزد احدى از مسلمين جاى شبهه و ترديد نيست و در حالى كه اين كتاب الله امر و نهى و سخن و سنّت و رويّه و منهاج و وصيّت رسول الله را حجّت كرده است و فقط و فقط بر اين اساس ،
هامش
( 1 ) « بحارالأنوار » ج 92 ، ص 106 .