ظواهر قرآن است از متشابهات ، و يا در آن امورى كه به اسرار كلام الهى بر مىگردد و در مواردى است كه نياز به تأويل دارد ، اين گفتار سخيف است و نبايد بدان گوش فراداشت .
اين حجّيّت در خود گفتار آن حضرت است ، و به گفتار حضرت ملحق مىشود بيان اهل بيتش بر اساس حديث ثَقَلَيْن كه متواتر است و ادلّهء دگر . و امّا ساير امّت از صحابه ، و يا تابعين ، و يا علماء ، گفتارشان حجّيّت ندارد ، زيرا خود آيه شامل آنها نمىشود و نصّ قابل اعتمادى كه بتوان از آن حجّيّت بيانشان را مطلقاً استفاده كرد نيز در دست نداريم .
و امّا قول خداوند تعالى :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
كه در صدر آيه آمد ارشاد به حكم عقلاء بر وجوب رجوع جاهل به سوى عالم است بدون اختصاص حكم به طائفهاى غير از طائفه ديگر .
اين مطالب همه دربارهء عين گفتارشان مىباشد كه شفاهاً بيان مىكنند ، و امّا اخبارى كه گفتارشان را براى ما حكايت مىكند ، اگر متواتر يا محفوف به قرينهء قطعيّه باشد و يا مُلْحَق به محفوف ، حجّت است ، زيرا اين عين بيانشان مىباشد . و امّا آنكه مخالف كتاب الله باشد ، و يا مخالف نباشد ولى متواتر و يا محفوف به قرينه نباشد ، حجّت نيست . چون در صورت اوّل بيان نيست و در صورت دوم بيان بودن آن احراز نشده است . و تفصيل اين مطلب در جاى دگر است . « 1 »
قرآن كلام خداست و تجلّى اوست در اين لباس براى جميع خلائق از جنّ و انس ، همچنان كه حضرت أمير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : فَتَجَلّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِى كِتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أنْ يَكُونُوا رَأوْهُ « 2 » « هر آينه تحقيقاً خداوند در قرآن كريم براى مخلوقاتش ظاهر شده است بدون اينكه او را ببينند . »
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ، ج 12 ، ص 275 تا ص 278 .
( 2 ) « نهج البلاغة » از طبع مصر ، با تعليقه محمد عبده ، ج 1 ، ص 265 ، خطبه 45 .